بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس
بانک اطلاعات اصناف

بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور

به عقیده بعضی از کارشناسان، بازاریابی تلفنی در جامعه امروز مرده است. و کارایی و اثر بخشی لازم که در طی ده های قبل داشت را ندارد. با این حال همچنان شرکت هایی هستند که این روش را روش مطلوب و کارآمد می دانند. به نظر من لازم است شرکت هایی که هنوز از این شیوه استفاده می کنند و بازاریابی خود را از این طریق پیش می برند، تکنیک های زیر را در جهت افزایش فروش و اثر بخشی آن و بهبود فرایند پیگیری های خود به کار می گیرند.

۱ – لطفاً ربات نباشید! و صحبت های خود را بر اساس نیاز مشتری پیش ببرید.

در هنگام بازاریابی تلفنی، لحن صحبت شما هنگام برخورد با مشتری بسیار تعیین کننده است. سعی کنید در این مواقع به صورت یکنواخت صحبت نکنید. یکنواختی لحن صدا اعتماد طرف مقابل به شما را از بین خواهد برد و این احساس را منتقل می کند که تاین مشتری هم یکی از هزاران مشتری در میان مشتریان شماست. لحن صدای شما باید لذت بخش و دلنشین باشد، گویی طرف مقابل، اولین مشتری شما در طول روز است. مشتریان علاقه بسیاری به متفاوت بودن دارند و در این صورت تریجح می دهند که حرف های شما را بشنوند.

۲ – زمان مناسب تماس خود را انتخاب کنید (بدانید که چه موقع باید تماس بگیرید.)

برای بازاریابی تلفنی در مجموعه های مدل B2B، مسئله مهم، انتخاب زمان مناسب برای برقراری تماس می باشد. هر مشتری بر اساس کسب و کار متفاوت خود و همچنین نقشی که در سازمان دارند، زمان مناسب برای پیگیری خاص خود را خواهد داشت. بر اساس نتایج بررسی ها و تحقیقات انجام شده، زمان هایی که بهترین نتایج ممکن را ارائه می دهند، عبارتند از:

– از ۱۰ الی ۱۱٫۳۰ صبح

– ۵ دقیقه قبل از شروع ساعت بعد که مدیران هنوز وارد جلسه نشده اند.

– صبح زود قبل از اینکه کسب و کار به معنای واقعی شروع شود.

۳ – از قبل چهارچوب هایی برای تماستان داشته باشید.

حتی اگر شما در کسب و کار خود باتجربه نیز باشید، داشتن یک چهارچوب مشخص برای تماس تلفنی ضروری است. این مدل تماس شما را از سایر تماس های غیر از فروش متمایز می سازد. چهارچوب مربوط به یک تماس، شامل موارد زیر است:

– قبل از آغاز تماس و یا قبل از شروع مکالمه، تا حد امکان مطمئن گردید که مشتری همزمان به کار دیگری مشغول نباشد و نیز اطمینان حاصل کنید که در زمان مناسبی تماس گرفته اید. البته این مساله نیازمند در نظر داشتن مولفه هایی از جمله شناخت کسب و کار مشتری و نقش فردمورد نظر می باشد. بنابراین اطلاعات طرف خود را در نرم افزار CRM تان به درستی ثبت نمایید.

– سوالی مرتبط با کسب و کار خود بپرسید. برای مثال سوال کنید که “شما در حال حاضر چگونه از X استفاده می کنید؟” اپرسش درباره مسائل غیر کاری و حاشیه ای حس چندان مثبتی به مشتری منتقل نمی کند

– پیشنهاد خود را بیان کنید. این پیشنهاد باید واضح و صریح باشد.

– این اطمینان را بدهید که نگرانی ها و دغدغه های آن ها را درک می کنید و برای رفع آن ها راه حل دارید. برای این منظور باید دغدغه های مشتری خود را از ابتدا شناسایی کنید.

– اگر مشتری زمینه ی کسب و کارتان را پسندید، تماس تلفنی بعدی را همان موقع با وی هماهنگ کنید. و حتما سعی کنید که چندین زمان متفاوت در روزهای مختلف هفته برای تماس و یا ملاقات بعدی در نظر داشته باشید.

– بدانید که چه زمانی و چگونه باید تماس را به اتمام برسانید و برای آن برنامه داشته باشید. نتیجه نهایی برای تماس خیلی می تواند مهم و تعیین کننده باشد.

۴ – اطلاعات بیشتری از کسب و کار خود ارائه دهید.

شنیدن عبارت “برای من اطلاعات بیشتری بفرستید” از طرف مشتری هر چند امیدوار کننده است، اما اگر در ۲ دقیقه اول شروع تماس باشد، به این معنی است که مخاطب تمایلی به ادامه مکالمه نداشته و شیوه­ای مودبانه برای پایان دادن به تماس تلفنی در پیش گرفته است. این مساله یعنی مشتری جواب قانع کننده ای را دریافت نکرده است.

در این حالت نباید تنها به گفتن “بله” اکتفا کنید؛ بلکه باید ادامه داده و تاکید کنید اطلاعات اصناف و مشاغل شما کاملا متناسب با نیاز مخاطب است. در ادامه سعی کنید اطلاعات مفید و مورد نیاز آن ها را در اختیارشان قرار دهید و سپس مکالمه را به پایان برسانید. این امر می تواند جهت پیشبرد و تداوم فرایند فروش و بازاریابی بکار رود.

۵ – اهداف واقع بینانه و قابل دسترس داشته باشید.

قبل از اقدام برای هرگونه بازاریابی تلفنی، باید به این موضوع واقف باشید که فروش فوری به این شیوه ، پدیده ای نادر است. افراد موردنظر شما کاملاً غریبه هستند و هیچ ایده ای در این باره که شما چه کسی هستید و اینکه می خواهید چه محصول یا خدمتی بفروشید، ندارند. مثلاً به جای تعیین این هدف که در مدت زمان X، Y مقدار از محصول یا خدمت خود را بفروشید، هدف واقع بینانه تری انتخاب نمایید؛ به گونه ای که دستیابی به آن تا حد بسیار زیادی امکان پذیر باشد. انتخاب اهداف دست نایافتنی، مشتری را از ادامه همکاری دلسرد کرده و به نتیجه دلخواه مدنظرتان نخواهید رسید.

۶- با مخاطب تعامل داشته باشید
در ابتدای مکالمه نام مخاطب را بپرسید و در طول صحبت ۲ تا ۳ بار او را با نامش خطاب کنید. سعی کنید با مشتری گفتگو کنید نه این که به طور یک جانبه مطالبی را به او بگویید. همچنین بهتر است برای وقت مشتری ارزش قائل شوید و در صورت عدم تمایل او، وقت دیگری را برای مذاکره درخواست کنید.

۷- با سرعت مناسب صحبت کنید
به طوری که تاثیر خوبی داشته باشد. اگر در مکالمه های تلفنی طرف مقابل شما فریاد می کشد و سر شما داد می زند، هرگز مقابله به مثل نکنید. بلکه آرام و نرم و با ملایمت صحبت کنید، در این گونه مواقع بهتر است بایستید و به مکالمه ادامه بدهید.

۸- شاید طرف صحبت شما سوالات غیر مرتبط و یا حتی خصوصی مطرح کند، خونسرد باشید و عصبانی نشوید، مدیریت ارائه اطلاعات داشته باشید، لازم نیست به همه سوال ها پاسخ دهید، گاهی خود را به نشنیدن بزنید و مجدداً موضوع اصلی را پیش بکشید و گاهی هم شوخی کنید و سوال ها را با ظرافت رد کنید. یادتان باشد هدف بازاریابی رسیدن به تعامل است نه مشغول شدن به تقابل، که نتیجه مثبتی برای کسب و کار ندارد. به هر حال سعی کنید مودبانه برخورد کنید و با سیاست و بازی با لغات مکالمه را به اتمام برسانید. در همه حال مواظب شخصیت مشتری باشید.

۹- مراقب کلام خود باشید :
در حذف کلمات کلیشه ای و عباراتی که تکیه کلام شما شده اند ولی خیلی پسندیده نیستند، تلاش کنید. خانم ها از اصطلاحات مردانه و آقایان از اصطلاحات زنانه نباید استفاده کنند. هدف از بازاریابی تلفنی گرفتن وقت از مخاطب برای ملاقات حضوری است، لذا از ارائه اطلاعات زیاد خودداری کنید، در ملاقات حضوری شما علاوه بر صدا، ابزارهای دیگری هم برای تاثیر گذاشتن بر مشتری در اختیار دارید نظیر زبان بدن، تیپ ظاهری، نمونه کالا، کاتالوگ، فیلم و.. لذا هدف اساسی تان گرفتن وقت ملاقات باشد.

۱۰- صدایتان را ضبط کنید و به آن گوش دهید.
این کار باعث می شود تا عیوب کارتان را پیدا کنید و با تمرین و مهارت آن ها را برطرف سازید.

۱۱- سعی کنید سوال ها و اعتراضات مشتریان را پیش بینی کنید و فهرست سوال های احتمالی خود را کامل کنید. جواب های این سوالات را هم آماده کنید. این کار میزان آمادگی شما را در مذاکرات بعدی افزایش می دهد.

هدف تمامی مدیران و صاحبان کسب و کار و اصناف از بازاریابی یک چیز است و آن قوی کردن برند خود! یک برند معروف و قابل اعتماد هم باعث فروش بیشتر می شود و هم می تواند هر روزه مخاطبان بیشتری را به سمت خود جذب کند.

این نکته قابل تامل است که همیشه فروش در سایه بازاریابی حاصل می شود. بازاریابی معمولا شامل تحقیقات اولیه در بازار، شناسایی نیازهای مخاطبان، کشیدن طرح استراتژی برای برطرف سازی نیازها و اجرای آن است.

ما در اینجا هستیم تا با بررسی انواع روشهای بازاریابی به این مسئله برسیم که با بازاریابی درست می توانیم تحولی شگرف را در کسب و کار خود ایجاد کنیم و همیشه رضایت مشتریان خود را داشته باشیم. البته کسب رضایت مشتریان در مرحله پس از خرید یا استفاده از خدمات صورت می گیرید که خود نیز بخشی از بازاریابی است که به اصطلاح در بازار به آن خدمات پس از فروش می گویند.
بازاریابی علت‌محور بر مبنای عللی پیش می‌رود که از سوی مشتریان و نیز خودِ یک برند، درخور توجه تلقی می‌شوند. شناسایی این علل نیازمند دانش درون‌سازمانی پیرامون حوزه‌های هدف کسب‌وکار مربوطه است. استراتژی بازاریابی شرکت تولیدی کفش تامز (Toms Shoes) از جمله نمونه‌های بارز این نوع بازاریابی است. دغدغه‌‌ی اصلی این شرکت ترویج فعالیت‌های خیرخواهانه به نفع اقشار محروم جامعه است و به‌ازای هر جفت کفشی که از تولیدات تامز خریداری شود، شرکت یک جفت کفش رایگان به کودکان نیازمند هدیه خواهد کرد. برند کفش تامز توانسته است با تبدیل ترفند کلیشه‌ای «یکی بخر، دو تا ببر» به «یکی بخر، یکی هدیه کن» از مشتریانی وفادار به برند برخوردار شود و اعتباری مثال‌زدنی برای خود کسب کند.
بازاریابان برندهای فِرقه (Cult Brands)، یعنی برندهایی که در مشتری حس تعلق‌خاطر ایجاد می‌کنند، مدام در حال ایجاد ایده‌های نو در کسب‌وکار خود هستند تا بتوانند محصولات‌شان را در قلب و ذهن مصرف‌کنندگان جهان زنده نگه دارند. این قبیل برندها معتقدند هر محصول جدیدی که به بازار عرضه می‌شود، باید زمینه‌ساز رؤیاپردازی مشتری در مورد محصولات آینده‌ی برند محبوبش باشد‌. گاهی بازاریابان برندهای فرقه، محصولی چنان فوق‌العاده را رو می‌کنند که اسمش سر زبان‌ها می‌افتد و درست مثل یک بیماری ویروسی فراگیر می‌شود. تبدیل شدن محصولات یا خدمات یک برند به موضوع صحبت مردم نقش به‌سزایی در شناخته شدن آن برند دارد.
بازاریابی دهان به دهان یا توصیه‌ای، به انتقال شفاهی اطلاعات از فردی به فرد دیگر گفته می‌شود. مردم معمولا از صحبت در مورد برند مورد علاقه‌ی خود و تعریف ماجراهایی که با خریداری محصولات یا خدماتی خاص تجربه کرده‌اند، بسیار هیجان‌زده می‌شوند. تبلیغ دهان به دهان از جمله قدیمی‌ترین راهکارهای افزایش فروش است. بازاریابان امروزی به‌خوبی می‌دانند که چگونه زمینه‌ی ایجاد تبلیغات موثق دهان به دهان را برای محصولات یا خدمات خود فراهم کنند.
تولیدکنندگان کلان برای اینکه توسط رقبا کنار زده نشوند، باید بتوانند حجم انبوهی از محصولات تولیدی خود را بفروشند. بازاریابی انبوه شاید مانند یک روش شلیکی به‌نظر برسد، در حالی که چنین دیدگاهی در مورد این استراتژی به دور از واقعیت است. کسب‌وکارهای بزرگ پول کلانی را صرف تحلیل کلان داده‌ها می‌کنند تا بدانند چگونه می‌توانند مشتریان بالقوه‌ی خود را در سطح ملی به خرید محصولات یا خدمات‌ برندشان ترغیب کنند. فروشگاه‌ زنجیره‌ای والمارت (Walmart) که در صدر جدول موفق‌ترین خرده‌ فروشی‌ های جهان قرار دارد، در این نوع بازاریابی زبان‌زد است. این برند در فعالیت‌های بازاریابی انبوه، بسیار زیرک است و حسی آشنا و صمیمی در مشتری ایجاد می‌کند.
چه روشهای بازاریابی ای را انتخاب کنیم؟

اینکه چه مسیری را در جهت جذب مخاطب طی کنیم کار آسانی نیست. باید شناخت و آگاهی خود را نسبت به مشتریان هدف بالا ببرید. در این خصوص پیشنهاد می کنم مقاله پرسونای مخاطب را مطالعه نموده تا با چند و چون شناسایی مخاطبان هدف آشنا شوید.

نکته آخر در ایجاد استراتژی بازاریابی نتیجه گیری است. استراتژی ای درست است که دو دیدگاه کوتاه مدت و بلند مدت را برای نتیجه گیری طراحی کند و تا جای ممکن تمام مشکلات و راهکارهای حین انجام کار را پیش بینی کند.

میزان دانشی که درباره محصول دارید اساس اعتبار، اعتمادبه‌نفس و شایستگی شما در فروش است. بدون دانش گسترده و دقیق درباره آنچه می‌فروشید، هیچ موفقیتی در فروش ممکن نیست. فروشندگان برتر، زیر و بم محصولات و خدماتشان را می‌شناسند و حتی بدون کاتالوگ‌ فروش و بروشورها می‌توانند خصوصیات آن‌ها را با جزئیات توضیح دهند.
باید مطمئن شوید هیچ‌کس نمی‌تواند سوالی درباره محصول یا خدمت شما بپرسد که نتوانید پاسخی شفاف و متقاعد‌کننده به آن بدهید.
وقتی متخصص محصول هستید و توان این محصول در کمک به بهبود زندگی یا کار مشتریان را به وضوح می‌شناسید و می‌توانید پاسخی جامع و شفاف به هر سوال یا نگرانی احتمالی مشتری بدهید و وقتی اعتقاد عمیقی به خوبی و ارزش محصول خود دارید، اعتبارتان افزایش می‌یابد.
مشتری خود را بشناسید

وقتی زیر و بم محصول را شناختید، گام بعدی شناخت مشتری است. به جای اینکه به همه زنگ بزنید و سعی کنید به همه بفروشید، با دقت بهترین مشتری احتمالی محصولتان را مشخص کنید.
قبل از شروع فروش باید سه نوع اطلاعات را به طور شفاف در اختیار داشته باشید:
۱. ویژگی‌های جمعیت‌شناختی

مشتری احتمالی ایده‌آل را تعریف کنید. سن، تحصیلات، شغل، ساختار خانوادگی و تجربیات قبلی او از محصول یا خدمتتان را مشخص کنید. این‌ها سوالات اصلی ۸ میلیارد دلاری است که هر ساله صرف تحقیقات بازار در آمریکا می‌شود. برای اینکه به جایگاه برتر حوزه خود در فروش و درآمد برسید، باید قبل از شروع کار ویژگی‌های جمعیت‌شناختی مشتری احتمالی را به وضوح بدانید. به این ترتیب راحت‌تر می‌توانید در همان ابتدای کار مشتریان مناسب را از مشتریان نامناسب جدا کنید.
۲. ویژگی‌های روانشناختی

شاید این حوزه مهم‌ترین حوزه کسب موفقیت در فروش امروز باشد و به بررسی ذهن مشتریان احتمالی می‌پردازد. ترس‌‌ها، امیدها، آرزوها و رویاهای مشتریان چیست؟ محصول شما چه مشکلی را حل می‌کند؟ چه نیازی را برطرف می‌کند؟ در دستیابی به کدام هدف به مشتری احتمالی کمک می‌کند؟ شاید بهترین سوال این باشد که «مشتریان احتمالی چه مشکل یا دردی دارند که برای از بین بردن آن به شما پول می‌دهند؟»
۳. ویژگی‌های مردم‌شناختی

این حوزه‌ای جدیدتر در موفقیت فروش است و به عنوان یکی از نیرومندترین حوزه‌ها ظهور کرده است. بحث اصلی آن این است که مشتریان چطور و چه وقت از محصول یا خدمت شما استفاده می‌کنند. محصول یا خدمت شما چه نقشی در زندگی و کار مشتریان دارد؟ با نشان دادن سازگاری محصول یا خدمت خود با روش زندگی معمول مشتریان،‌ آن محصول را بسیار جذاب‌تر و خریدش را راحت‌تر می‌کنید.
رقبای خود را مشخص کنید

بخش دیگری از دانش محصول پرسیدن این سوال و پاسخ دادن به آن است: «رقیب‌تان کیست؟»‌
چه کسی محصول یا خدمتی را می‌فروشد که رقیب محصول یا خدمت شما است؟ رقبای اصلی و فرعی شما چه کسانی هستند؟
بدانید که هر مشتری میزان مشخصی پول دارد. هر پیشنهاد فروش تلاشی برای گرفتن آن پول از مشتری است؛ بنابراین، هر نوع استفاده دیگر مشتری از این مقدار محدود پول، نوعی رقابت است. در نهایت، مشتری تصمیم می‌گیرد که بودجه محدود خود را دقیقا صرف محصول یا خدمتی کند که مهم‌تر و مطلوب‌تر از همه محصولات و خدمات مشابه در آن برهه از زمان است. چگونه می‌توانید جایگاهی برای محصول یا خدمت خود تعریف کنید که در این برهه از زمان و با در نظر گرفتن همه موارد بهترین گزینه باشد؟
رویای مشتری

سوال بعدی هنگام اندیشیدن به رقبا این است که «چرا مشتری فعلی یا احتمالی از رقبا خرید می‌کند؟» مزایایی که مشتری احتمالی از خرید محصول رقبا دریافت می‌کند، کدام است؟ چگونه می‌توانید از آن مزایا یا منافع تقلید کنید؟‌ چگونه می‌توان جایگاهی برای محصول یا خدمت خود تعریف کرد که برتر از محصول یا خدمت رقبا باشد؟
بسیاری از فروشندگان با پرسیدن دوباره و دوباره این سوال و پاسخ به آن و سپس با به‌کارگیری اطلاعات به‌دست‌آمده برای مشخص کردن مشتریان جدید و همچنین با کاهش اشتیاق مشتریان برای خرید از رقبا، موفقیت فوق‌العاده‌ای به دست آورده‌اند.

۴. هنگامی‌که مشتری محصولی را می‌خرد، محصولی دیگر نیز به او پیشنهاد کنید

یکی از یافته‌های جالب من در زمینه بازاریابی توسط شماره های اصناف و مشاغل، مشاهده حالتی به نام «حالت خرید» است. مشتری معمولا در ابتدا در حالت دفاعی است، سوالات زیادی می‌پرسد، از محصول ایراد می‌گیرد و وقتی بالاخره قانع شد که محصولی را بخرد، وارد «حالت خرید» شده است. در این زمان خیلی راحت می‌توان محصولات دیگری به او فروخت. همین موضوع باعث می‌شود که وقتی شخصی یک دوربین عکاسی خرید بتوان به او یک کیف، باتری اضافی و سه‌پایه و … فروخت. مشتری برای خرید محصولات بعدی مقاومت نمی‌کند و وسواس زیادی نشان نمی‌دهد. بنابراین هرگاه مشتری کالایی را سفارش داد، کالاهای مرتبط دیگری را به او توصیه کنید. هیچ‌گاه پیش‌داوری نکنید که چون مشتری در خرید اول مقاومت زیادی نشان داده، پس کالاهای دیگر نخواهد خرید.

۵٫ به عملکرد روزمره و یکنواخت تیم فروش تان قانع نباشید. وضعیت بازار، هر لحظه در حال تغییر و تحول است. توصیه می کنیم تیم فروشتان را با این تحولات همسو و هماهنگ کنید. برای این منظور بهتر است هفته ای یک تا دو جلسه با تیم فروش تان دیدار داشته باشید و ابعاد مختلف تحولات بازار و اقداماتی که باید در این جهت انجام دهید تجزیه و تحلیل کنید.

۶٫ اگر مشتری هایتان کمتر می شوند یا خرید کمتری انجام می دهند، این یک زنگ خطر برای شماست! باید در اسرع وقت نسبت به عیب یابیِ محصولات یا فرآیند فروش تان اقدام کنید و نقاط ضعف و اشکالات آن را برطرف کنید. سهل انگاری در این زمینه، به از دست دادن بخش عمده ای از مشتریان تان و در نتیجه افت شدید سود و درآمد کسب و کارتان منجر خواهد شد.

۷٫ بدون شناخت از نیازها و علایق مشتریان تان، نه در عرصهء بازاریابی و نه در عرصهء تبلیغات، راه به جایی نخواهید برد. ارتباطات خود را با مشتریان تان گسترش دهید و استحکام ببخشید و با شناخت بیشتر از آنها و نیازهایشان، امکان فروش و سود بالاتر را فراهم کنید.

۸٫ همواره توجه داشته باشید که سرمایه گذاری با هزینه کردن متفاوت است. برای دستیابی به سود بیشتر، سنجیده و حرفه ای سرمایه گذاری کنید و با شناسایی هزینه های بی نتیجه، آن ها را حذف یا در جهت سودآوری بیشتر هدایت کنید.

بازاریابی تلفنی نوعی از بازاریابی مستقیم است که در آن فروشنده از شماره تلفنهای اصناف و مشاغل استفاده می‌کند تا با مشتری ارتباط برقرار نموده و بتواند به آن‌ها اطلاعاتی ارائه کند، آن‌ها را برای ارتباط با شرکت ترغیب نماید و نهایتاً بتواند محصولی را بفروشد.

– – مخاطب مشتری احتمالی مشتری بالقوه مشتری بالفعل. در این نوع شیوه‌ی فروش، مشتری، فروشنده را نمی‌بیند و نمی‌شناسد، ولی اگر فروشنده از شیوه‌ی صحیح و حرفه‌ای ارتباطی استفاده کند، مشتری می‌تواند با او ارتباط برقرار کند و به خرید کالا یا خدمات تمایل نشان دهد. این نوع بازاریابی جزو شیوه‌های مستقیم بازاریابی محسوب می‌شود و مشتری و فروشنده به‌صورت هم‌زمان و زنده با یکدیگر در ارتباط هستند.

– – یکی از مهم‌ترین مزایایفروش تلفنی، صرفه‌جویی در هزینه‌هاست. هزینه زمانی و مالی‌ای که برای دعوت از مشتری برای حضور او در دفتر کار یا نمایندگی فروشتان یا برای حضور خودتان در محل کار مشتری صرف می‌کنید، ازجمله هزینه‌ی پذیرایی و حضور کارکنان و زمانی که باید برای قرار ملاقات با او و انتظار برای از راه رسیدن او صرف کنید ده‌ها برابر بیشتر از زمان و هزینه‌ای است که برای برقراری تماس تلفنی با مشتری‌تان صرف می‌کنید. البته کارشناسان فروشی که از این شیوه استفاده می‌کنند به‌خوبی می‌دانند که بازدهی این شیوه زمانی تثبیت و تضمین می‌شود که فرد در این زمینه آموزش‌دیده و با جزئیات و نقاط قوت و ضعف آن آشنایی کافی داشته باشد. در غیر این صورت، نه‌تنها از تماس‌های تلفنی بی‌شماری که برقرار می‌شود، تعداد بسیار کمی به نتیجه و عقد قرارداد فروش منجر می‌شوند، بلکه هزینه‌ی سنگینی هم ازلحاظ هزینه‌ی تماس تلفنی با مشتریان به شرکت شما تحمیل خواهند کرد.
** بازاریابی تلفنی یکی از راه‌های اجرایی و زیرمجموعه بازاریابی مستقیم است. بازاریابی تلفنی ابعاد گسترده‌ای دارد و در بسیاری از اوقات که امکان مراجعه حضوری وجود ندارد و یا مقرون‌به‌صرفه نیست، کارایی بیشتری دارد.

متأسفانه بیشتر صاحبان کسب‌وکار ارزش بازاریابی تلفنی را دست‌کم می‌گیرند و برای آن‌وقت نمی‌گذارند. بسیاری از بازاریاب‌ها فکر می‌کنند که فقط مراجعه حضوری اثربخش است و بازاریابی تلفنی تلف کردن انرژی است. درصورتی‌که در بسیاری از مواقع تماس تلفنی به همان اندازه مفید و حتی در مواردی نیز اولویت دارد.

برای برقراری ارتباط با افراد مهم مخصوصاً در دفعات اول، تماس تلفنی مفیدتر به نظر می‌رسد. توصیه می‌شود که تماس‌های خود را در ابتدای صبح برقرار کنید. درواقع صبح زود و آخر وقت که منشی‌ها رفته‌اند زمان‌های مناسبی برای تماس با یک مدیر است.
« سیزده تکنیک بازاریابی تلفنی »

تکنیک اول:

قبل از تماس تلفنی هدف خود را مشخص و مکتوب کنید. شما باید برای پاسخ‌های احتمالی طرف مقابل چندین راه و پیشنهاد جایگزین داشته باشید. ازآنجاکه بازاریابی تلفنی هم می‌تواند نوعی مذاکره باشد پس باید قبل از برقراری تماس برنامه‌ریزی کنید و هدف داشته باشید. دقت کنید که پشت تلفن شما زمان زیادی را برای فکر کردن در اختیار ندارید به همین دلیل است که باید از قبل خود را برای جواب به هر جمله‌ای آماده کنید.

تکنیک دوم:

همیشه یک کاغذ و قلم کنار تلفن آماده بگذارید با این کار علاوه بر اینکه می‌توانید در حین صحبت نوت برداری کنید، درصورتی‌که نیاز شد تا شماره یا آدرسی را یادداشت کنید، مشتری و مخاطب خود را معطل نکرده‌اید. منتظر نگه‌داشتن مشتری در پشت تلفن چندین برابر مخرب‌تر از معطل نگه‌داشتن مخاطب به‌صورت حضوری است.

تکنیک سوم:

درست است که در بازاریابی تلفنی مخاطب چهره و رفتار شمارا نمی‌بیند ولی سعی کنید در پشت تلفن از زبان بدن برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطب استفاده کنید. از معایب عمده بازاریابی تلفنی عدم امکان برقراری تماس چشمی، لبخند و عدم کمک گرفتن از حرکات دست‌ها برای متقاعدسازی است. عمده ابزار برای تماس تلفنی فقط همان صدا و لحن گفتگوکننده است. پس باید هرچه بیشتر با شور و هیجان و با لحن مثبت و پرانرژی صحبت کنید.

تکنیک چهارم:

متنی را از قبل برای مفاد بازاریابی تلفنی خود آماده کنید. این متن باید شامل ویژگی‌های محصولی که می‌خواهید معرفی کنید و مزیت‌های رقابتی کالا و کسب‌وکارتان باشد. باید از این متن به‌صورت حرفه‌ای پشت تلفن استفاده کنید به‌گونه‌ای که مشتری متوجه روخوانی کردن شما و آماده بودن متن نشود.

تکنیک پنجم:

اگر مذاکره تلفنی شما اهمیت بسیار بالایی دارد و یا با فرد مهمی برای اولین بار قرار است صحبت کنید سعی کنید تماس تلفنی شما به‌صورت ایستاده باشد. در حالت ایستاده بدن آدرنالین بیشتری را وارد خون کرده و باعث می‌شود شما تسلط بیشتری را در مقایسه باحالت نشسته داشته باشید.

تکنیک ششم:

سعی کنید از انجام دادن کارهای جانبی و اضافی مثل خوردن خوراکی، سیگار کشیدن، ممنوع روزنامه خواندن و… در حین تماس خودداری کنید. این قبیل کارها حواس‌پرتی شمارا تشدید کرده و موجب تعلل در پاسخگویی به مخاطب می‌شود.

اصول بازاریابی تلفنی

اصول بازاریابی تلفنی در کشورهای مختلف و حتی مناطق اقلیمی متفاوت است. مهمترین عنصر تأثیر گذار در اصول بازاریابی تلفنی ، آشنایی با مسائل فرهنگی می باشد. سایر عناصر مانند مسائل اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی در مرحله بعد مورد بررسی قرار می گیرند. اصول بازاریابی تلفنی عبارتست از کارشناس فروش آموزش دیده نسبت به مسائل فنی و همچنین آموزش کافی جهت مدیریت مذاکرات در سناریو بازاریابی و سناریو مذاکره می گردد. البته مواردی مانند آشنایی کامل مصرف کنندگان در مورد محصولات و خدمات و همچنین آشنایی مشتریان و مصرف کنندگان با نحوه ارائه خدمات در بازاریابی تلفنی بسیار مهم است.
آموزش بازاریابی تلفنی

آموزش بازاریابی تلفنی در سال های اخیر مورد استقبال بسیاری از مدیران شرکت ها قرار گرفته است. زیرا هزینه بازاریابی تلفنی نسبت به اغلب روش های بازاریابی بسیار پایین تر می باشد. اما آموزش بازاریابی تلفنی همان گونه که در اصول بازاریابی نیز گفته شده است، صرفا برای محصولات با کیفیت مورد انتظار مشتریان در بازار هدف مثبت خواهد بود. در غیر اینصورت حتی در صورتی که در کوتاه مدت مفید واقع شود، با گذشت زمان رو به افول می رود.

بر اساس تحقیقات پژوهشگران در پارک بازاریابی ایران ، با رکود و رقابت به وجود آمده در بازارهای ایران، اهمیت ارتباط موثر با مشتریان نیز بیشتر شده است. در این میان شیوه های ارتباط دوطرفه مانند بازاریابی مستقیم موثرتر خواهند بود زیرا تعاملات دوطرفه تأثیر زیادی در تصمیمات دارد.

یکی از مهمترین راههای بازاریابی مستقیم ، بازاریابی تلفنی می باشد که با بهره برداری صحیح از تلفن ، علاوه بر نکات گفته شده، در راستای مدیریت زمان نیز به بازاریابان در دنیای شلوغ و پیچیده امروزی کمک نموده است. یکی از تکنیکهای متقاعد نمودن مصرف کنندگان ، ترویج (PROMOTION) است که خود از ۵ ابزار تبلیغات، پیشبرد فروش، روابط عمومی، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم تشکیل می شود.