بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس
بانک اطلاعات اصناف

بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور

هزینه شامل بهای اشیا یا خدماتی است که برای تحصیل درآمد مورد نیاز است. به عنوان مثال: هزینه حقوق کارمندان، آب، برق، تلفن، درج آگهی در روزنامه،بانک اطلاعات اصناف و مشاغل هزینه استهلاک اثاثه و ساختمان همگی بخشی از هزینه‌های یک موسسه یا کسب و کار هستند.

مبالغی که تولیدکنندگان برای تولید صرف می‌کنند، هزینهٔ تولید نامیده می‌شود. اگر هزینه از درآمد بیشتر باشد آن را زیان و اگر هزینه از درآمد کمتر باشد، به آن سود گفته می‌شود. همانگونه که درآمد موجب افزایش سرمایه می‌گردد، هزینه موجب کاهش آن می‌شود.

گاهی اوقات پیش‌بینی‌های شما در مورد کسب و کارتان درست از آب درنمی‌آید یا اینکه به زمان طولانی‌تری برای تحقق رویاهای شغلی‌تان نیاز دارید. برای همین مجبور هستید به روش‌هایی برای کاهش هزینه‌های سازمان یا کسب و کار کوچک‌تان روی بیاورید تا بتوانید همچنان فعالیت کنید و به کارتان ادامه دهید. کارفرمایان معمولا به اولین گزینه‌ای که فکر می‌کنند اخراج برخی از کارکنان است. اما ما به شما روش‌هایی برای کاهش هزینه‌های کسب و کار معرفی می‌کنیم که نیازی به اخراج و کاهش تعداد کارکنان‌ ندارد.
جرای یک برنامه ی تبلیغاتی، مستلزم صرف هزینه است، به این رو تبلیغات به عنوان یکی از سرفصل‌های مالی سازمان‌ها و شرکت‌ها محسوب می‌شود. هزینه‌های تبلیغاتی مشکلی است که تمام شرکت‌ها خصوصا شرکت‌های تجاری کوچک با آن مواجهند. بسیاری از این شرکت‌ها برای جذب و حفظ مشتریان خود به تبلیغات وابسته‌اند. با وجود این، هزینهء انجام تبلیغات موثر و مستمر خصوصا در شرایط کنونی بازار و اقتصاد برای بسیاری از این شرکت‌ها طاقت‌‌فرسا و کمرشکن است. به همین دلیل شرکت‌های تجاری همواره به دنبال راهکارهایی هستند که ضمن معرفی خود و تحت تاثیر قرار دادن مشتریان بتوانند هزینه‌های تبلیغاتی خود را نیز تا حد معقولی کاهش دهند. پیدا کردن یک شریک تبلیغاتی مناسب، کاهش تعداد دفعات پخش تبلیغات و روابط عمومی، از جمله این راهکارهاست و به شما به عنوان مدیر یک شرکت تجاری یا سرپرست بخش تبلیغات و بازاریابی می‌تواند در کاهش هزینه‌های تبلیغاتی بسیار کمک کند که در ادامه به اختصار به آن‌ها می‌پردازیم:

● شریک تبلیغاتی
سعی کنید تبلیغاتتان را با تبلیغات شرکت دیگری همراه کنید. به طور مثال به جای این که شرکت شما برای مدت زمان معینی صفحهء آخر هفته‌نامه‌ای را برای تبلیغات خود خریداری کند، بهتر است با دادن یک آگهی نصف صفحه، آن را با یک شرکت تجاری دیگر شریک شوید یا این که اجازه دهید آن‌ها با شما شریک شوند. به عبارت دیگر تبلیغات خود را با تبلیغات آن‌ها همراه کنید. به این ترتیب هزینهء تبلیغات شما نصف می‌شود. با این که ممکن است به این ترتیب تا حدودی تاثیر و پاسخ مورد انتظار از تبلیغاتتان کاهش یابد، ولی این بهترین روش برای تداوم تبلیغات در بازه زمانی طولانی‌تر و صرفه‌جویی ‌در هزینه است. باید توجه داشت که شریک و همراه تبلیغاتی شما از رقبا یا شرکت‌هایی نباشد که بنا به دلایلی تمایل ندارید با آن‌ها مرتبط شوید و در این ارتباط نظارت‌های ضروری را اعمال کنید
.
●کاهش تعداد دفعات پخش آگهی تبلیغاتی
اثربخشی تبلیغات معمولا براساس دو معیار مورد سنجش قرار می‌گیرد: میزان فراگیری (Reach) فراوانی تکرار(Frequency) میزان فراگیری به معنای تعداد افرادی است که تبلیغ شما را می‌بینند. بنابراین تبلیغی که میزان فراگیری آن کم و دفعات تکرار آن بیش‌تر است منجر به آن می‌شود که تبلیغ شما را یک گروه نسبتا کوچکی از مشتریان بالقوه به تعداد دفعات بیش‌تری مشاهده کنند. میزان فراگیری باید دست نخورده بماند، چرا که شما یک گروه خاص از مشتریان بالقوه را انتخاب می‌کنید. تنها به این دلیل که گمان می‌کنید احتمال دارد آن‌ها محصول یا خدمت شما را خریداری کنند، در حالی که ممکن است آن‌ها در نهایت از شما خرید نکنند. بنابراین نباید حق مساوی را از تمامی مشتریان بالقوه، سلب کرده و تنها تبلیغات خود را برای عده‌ای خاص پخش کنید. بنابراین اگر شما ناگزیر به قربانی کردن یکی از این دو معیار باشید بهتر است که فراوانی تکرار را انتخاب کنید. به طور مثال برنامهء تبلیغاتی شما در رادیو می‌تواند از ۱۲ هفته به ۱۰ هفته کاهش یابد یا به جای شش بار در روز می‌تواند دفعات پخش آگهی شما به پنج بار در روز کاهش یابد، اما استفاده از رادیو برای پخش تبلیغات به دلیل وسعت فراگیری این رسانه نباید تغییر کند
.
● توجه به روابط عمومی
تبلیغات گران است، اما روابط عمومی هزینه‌ای ندارد و رایگان تمام می‌شود. با این وجود اسپانسر شدن یا پخش اخبار در مورد شرکت، محصولات و یا خدمات آن از طریق رسانه‌های عمومی بسیار بیش‌تر از انجام تبلیغات مستقیم تاثیرگذار است. چاپ یک مقاله در ارتباط با کسب‌وکار شما در روزنامه، یا پخش یک برنامهء تلویزیونی در این زمینه بسیار بهتر از تبلیغات مستقیم است چرا که اعتبار بیش‌تری نزد مخاطبان و مشتریان بالقوه دارد. در صورتی که امکان انجام چنین فعالیت‌هایی را در قالب روابط عمومی داشته باشید، به راحتی می‌توانید بخشی از برنامه‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی خود را کاهش دهید و در عین حال تاثیر مثبت بیش‌تری در ذهن مخاطبان خود بگذارید. بنابراین برقراری تماس مستمر با رسانه‌ها و خبرگزاری‌های محلی و ارایهء اطلاعاتی در مورد فعالیت‌های تجاری شرکتتان نظیر اعلام میزان کل فروش و سود شرکت در بازه زمانی معین، برنامه‌های توسعهء محصول یا بازار یا سایر جریاناتی که مربوط به کسب‎وکارتان است و برای مشتریان و مخاطبان مورد نظر شما نیز جالب توجه است، به شما کمک می‌کند تا با توسعهء فعالیت‌هایتان در حوزهء روابط عمومی، نیاز کم‌تری به انجام تبلیغات مستقیم داشته باشید و به این ترتیب ضمن این که به طور غیرمستقیم و موثرتر خود را به مشتریان معرفی می‌کنید، به میزان قابل ملاحظه‌ای در هزینه‌هایی که باید صرف انجام تبلیغات شود نیز صرفه‌جویی می‌کنید

تخفیف بگیرید

اگر روزهای سختی را از نظر مالی می گذرانید، از تامین کنندگان خود تقاضای تخفیف و فرصت کنید. شاید بتوانید با پیشنهاد پرداخت سریعتر و نقدی از آنها تخفیف بگیرید. علاوه بر این به آنها یادآوری کنید که یکی از مشتریان قدیمی و خوش حساب آنها هستید، احتمالا آنها به انگیزه حفظ مشتری دائمی خود شما را نگه دارند و برای حفظ شما تلاش کنند.

همه هزینه هایی که می کنید را مورد بازنگری قرار دهید، انرژی، تکنولوژی، مواد اولیه، اجاره دفتر و … می توانند مورد جالبی برای چانه زدن و تخفیف گرفتن باشند. سوال پرسیدن که ضرری ندارد! سعی کنید از بخش هایی که تاکنون تخفیفی نگرفته اید تخفیف بگیرید تا با کاهش هزینه ها بتوانید نیروی انسانی خود را حفظ کنید.

با تامین‎کنندگان کنونی، به خصوص تامین‌کنندگان محصولات و خدمات اصلی و پرمصرف سازمان، برای قیمت پایین‌تر و یا شرایط بهتر مذاکره کنید.
با متحد شدن با دیگر سازمان‎ها سعی کنید از تخفیفات گروهی استفاده کنید. حتی یک همکاری ساده با دیگر سازمان‎هایی که در مجتمع شما هستند، می‎تواند منجر به به‌دست آوردن قیمت و یا شرایط بهتری شود.
به انجمن‌ سازمان‎های غیرانتفاعی بپیوندید تا بتوانید از مزایا و تخفیف‌های عضویت در آن استفاده کنید. اگر مزایای عضویت خود را اخیرا مرور نکرده‎اید، مجدد به سراغ‌شان بروید چون ممکن است تخفیف‎هایی برای شما وجود داشته باشد که نادیده گرفته‎اید.
همواره موقع تمام خریدها بپرسید که آیا تخفیف خاصی برای سازمان‎های غیرانتفاعی وجود دارد یا خیر.

منتور (mentor) فردی است که به مانند یک توصیه گر، الگو و یا راه انداز عمل می کند، منتور در یک حوزه و یا دامنه تخصص داشته و راه و چاه کار را بلد است و تجربیات کاملی را در یک دامنه و یا حوزه ای کسب کرده است. در واقع می توان گفت منتور فردی است که به درجه استادی در یک حوزه رسیده است، حال او به عنوان یک کدخدا یا بزرگ مرد، به منتی (mentee) راهنمایی و توصیه هایی را ارائه می دهد، تا منتی بتواند برای رسیدن به هدفش سریعتر از قبل شروع به کار کرده و فرصت ها را از دست ندهد و موانع موجود در مسیر را یکی پس از دیگری حذف کند. در واقع یک فضای کار اشتراکی بین منتور و منتی به وجود می آید که منتور نقش شتاب دهنده یا accelerator را دارد.
منتور و منتی رابطه ای دوستانه دارند و نقش منتور تنها ارائه توصیه نیست، بلکه پایاپای منتی تا انتهای مسیر در این فضای اشتراکی، پیش می رود.

برای مثال شما تصور کنید قصد خرید خانه ای را دارید، در این جا مشاور املاک به اطلاعات و زیر و بم آن منطقه و خانه ها اشراف دارد، قیمت منطقه در سال های قبل و کنونی را به خوبی می داند و همچنین می تواند قیمت را با توجه به رشد منطقه برای شما پیش بینی کند و در نهایت به شما کمک کند بهترین خرید را داشته باشید. تا هم زمان و هم پول خود را سیو و ذخیره کنید. در این سناریو، منتور همان مشاور املاک است که برای اینکه بتواند به منتی راهنمایی درست ارائه دهد و خریدی به صرفه و مناسب با انتظارات مشتری برای او فراهم کند، نیاز است تا اطلاعات کاملی در مورد قیمت ملک ها، دسترسی به وسایل نقلیه عمومی، دسترسی به اماکن فرهنگی، دسترسی به مدرسه و یا سهولت دستیابی به اماکن تفریحی را بداند. همچنین باید مشاور املاک در مورد میزان ترافیک و شلوغی منطقه اطلاعات کسب کند و پلن های متفاوتی برای مشتری خود داشته باشد تا از بین چند ملک خوب، مناسب ترین ملک را انتخاب کند.

سناریوی دیگری را در نظر بگیرید: تصور کنید قصد راه اندازی یک کار و یا حرفه ای را دارید، شما فقط آن ایده را در سر دارید و نمی دانید برای شروع از کجا اقدام کنید و چه مسیر و چه کارهایی را باید انجام دهید، در این جا منتور به عنوان یک معجزه گر ظاهر می شود و نقشه راه را به شما نشان می دهد چرا که او قبلا تمام مسیرهای ممکن برای رسیدن به موفقیت را پیش رفته، شکست خورده و اکنون مسیری عالی برای رسیدن به هدف را یافته است.

کسب و کار شما برای اینکه رونق بگیرد نیاز است تا جنبه های متفاوتی از منابع مالی، بانک موبایل اصناف و مشاغل کشور ,منابع انسانی، روابط بین فردی و بین سازمانی و اسپانسرها، پشتیبانی مالی و معنوی و… را داشته باشد، منتور می تواند این گزینه ها را برای شما فراهم کند و شتاب دهنده هدف شما باشد. پس منتور باید برای اینکه در حوزه تخصصی خود فردی آگاه و همه چیز دان باشد بتواند ابعاد گوناگون مسئله را در نظر بگیرد و برای هر یک از این ابعاد پلن و یا طرحی داشته باشد.

منتورها در حوزه های گوناگونی آماده هدایت به افراد هستند، برای مثال منتور در تجارت، آموزش، بازاریابی، منتور در حوزه راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی یا استارتاپی و غیره. هر کدام از منتور ها در حوزه تخصصی باید به درجات آگاهی بالایی رسیده باشند و این امر جز تلاش و کسب اطلاعات گوناگون و دل به عمل زدن میسر نمی شود. منتور خوب مانند یک کتاب راهنمای گام به گام است.
به طور کلی، حوزه‌ی فعالیت‌های منتورها را در دو گروه می‌توان دسته‌بندی کرد؛ حوزه‌ی شغلی (حرفه‌ای) و حوزه‌ی روان‌شناختی. در حوزه‌ی حرفه‌ای، منتور تلاش می‎کند تا به عنوان یک مربی به فرد توصیه‌هایی داشته باشد و رشد و عملکرد حرفه‌ای او را بالا ببرد. در حوزه‌ی روان‌شناختی، منتور به عنوان یک الگو ایفای نقش می‌کند و به عنصر الهام‌بخش تبدیل می‌شود. این دو حوزه معمولاً همزمان اتفاق می‌افتند و به فرد این امکان را می‌دهند تا علاوه بر پیشرفت در حوزه‌ی شغلی، توازنی مناسب بین شغل و زندگی شخصی برقرار سازد.

منتورینگ دارای چه ویژگی‌هایی است؟

دانش، توصیه و منابعی که منتور با فرد در میان می‌گذارد بستگی به اهداف رابطه‌ی منتورینگ دارد. ممکن است منتور اطلاعاتی را راجع به مسیر شغلی خود به فرد بدهد یا بیشتر به دنبال پشتیبانی کردن احساسی، دادن انگیزه و بازی کردن نقش یک الگو باشد. کمک به کشف ظرفیت‌های جدید در هر شغل، هدف‌گذاری صحیح و شناسایی منابع نیز می‌تواند در حوزه‌ی عملکرد منتور قرار بگیرد. نقش منتور با توجه به نیاز فرد تغییر می‌کند. بعضی از رابطه‌های منتورینگ بر اساس برنامه‌هایی ساختاریافته و منظم بنا شده‌اند که انتظارات و دستورالعمل‌های مشخصی دارند ولی بعضی دیگر، حالتی غیررسمی دارند.

مفهوم منتورینگ ساده است اما اجرای موفقیت‌آمیز آن می‌تواند چالش‌ برانگیز باشد. ویژگی‎های منتورینگ بهینه از نظر انجمن روان‌شناسی امریکا به این صورت است: توانایی و تمایل به

ارزش قائل شدن برای فرد
ایجاد کردن اعتماد و احترام دو جانبه
رازداری
گوش دادن به آنچه گفته می‌شود و نحوه‌ی گفتن آن
کمک کردن به فرد به طوری که خودش مسیر را پیدا کند، نه اینکه مسیر به او نشان داده شود

منتور چه وظایفی دارد؟

کارهایی که منتور انجام می‌دهد با توجه به نیاز افراد مختلف متفاوت است اما به طور کلی منتور؛

دانش و تجربیات زندگی خود را به اشتراک می‌گذارد
توصیه می‌کند و مشاوره می‌دهد
گوش می‌دهد
الهام می‌بخشد
تشویق می‌کند
با علاقه به سؤالات و نگرانی‌های فرد پاسخ می‌دهد
صادق و انتقادپذیر است
راجع به هدف‌گذاری بحث می‌کند
در مورد رشد شغلی و حرفه‌ای مشاوره می‌دهد
منابع را شناسایی می‌کند
به رشد مهارت‌های مدیریت و رهبری کمک می‌کند
برای رشد فرهنگ سازمانی تلاش می‌کند
می‌تواند باعث شفافیت در سازمان شود
رزومه‌ها را بررسی می‌کند
نکته‌های کلیدی برای مصاحبه را تعیین می‌کند
حمایت کننده است
ممکن است فرد را به اشخاص کاربلد دیگری ارجاع دهد
فرد را به چالش می‌کشد تا از حوزه‌ی امن خودش بیرون بیاید
یک محیط یادگیری ایمن برای ریسک کردن ایجاد می‌کند
روی رشد همه‌جانبه‌ی فرد تمرکز دارد.

احتمالا بار ها راجع به ایجاد حس تعلق شنیده اید. تمام تلاش های یک سازمان در نردبان وفاداری، در راستای ایجاد حس تعلق و سپس وفاداری و طرفداری در مشتری هاست. علاوه بر این، جامعه ای مخصوص به مشتریان خود داشته باشید. حتی یک صفحه در شبکه ای اجتماعی، که اجازه ی تعامل بین مشتری ها را فرآهم می سازد.

این بانک اطلاعات اصناف و مشاغل مشتریان باعث می شود تجربه ی تجاری خرید از شما به یک تجربه ی اجتماعی و شخصی تبدیل شود. تجربه های اجتماعی بسیار بیشتر از تجربه های تجاری برای مشتریان ارزش دارند، پس با ایجاد نگرشی مثبت به شما که باعث این اجتماع بوده اید، آنها را به خرید مجدد ترغیب می کند.
ارزش طول عمر مشتری میزان سودی ست که یک مشتری در کل زمان ارتباطش با سازمان شما، به شما می رساند. مسئله افزایش ارزش طول عمر مشتری ست. ایجاد ارتباطی نزدیک با مشتری ها و نشان دادن تاثیر محصولات یا خدماتتان به آنها، ارزش سازمان شما را نزد مشتری بالا می برد.
اگر او را در مناسبت های مهم به یاد داشته باشید و او را حمایت کنید نیز تاثیر بسیار مثبتی در رابطه ی با او خواهید داشت. حتی اگر یک پیام تبریک تولد، سالگرد ازدواج، سالگرد شروع به کار با شرکت، یا هر مناسبت دیگری برای او بفرستید تاثیر مثبت آن را مشاهده خواهید کرد.
رشد شما بسیار مهم است، اما نه مهم تر از رضایت مشتری. برنامه ریزی های خود را به گونه ای انجام دهید، که رضایت و وفاداری مشتری در صدر آن قرار داشته باشد. اگر سیر رشد شما آهسته تر از چیزی ست که انتظار داشته اید، اما می بینید که مشتری ها از خدمات و محصولات شما رضایت دارند و پیشرفتتان خوب است، تمرکز خود را از رضایت مشتری برندارید.

از تکنیک های بازاریابی مجدد نیز برای از دست ندادن معامله هایی که تا حدی پیش رفته اند استفاده کنید.

رضایتی که موجب وفاداری شود مشتری های بازگشتی (مشتری خرید مجدد) را به ارمغان می آورد. و تبدیل شدن وفاداری به طرفداری باعث می شود مشتری ها شما را به دیگران توصیه کرده و موثرترین نوع بازاریابی – یعنی بازاریابی دهان به دهان – را برای شما انجام دهند
در ابتدا وقتی مقام ارشد به محض اینکه متوجه میشود شما برای فروش تلفنی کالا / خدمات خاصی با او تماس گرفته اید، از ادامه ی گفتگو با شما سر باز میزند و از شما میخواهد با مقام رده پایین تر شرکت گفتگو کنید، بلافاصله باید حس رقابت طلبانه و حسادت او را تحریک کنید. برای مثال میتوانید بگویید: بسیار خب آقای… از اینکه آقای…/خانم… رو به من معرفی کردین ممنونم. اگه نظر شما اینه که ایشان بهتر میتونند با من در این مورد صحبت کنند حتماً با ایشان تماس میگیرم. البته، طی تماسهایی که با رؤسا و هم رده های شما در شرکتهای مختلف داشتم، صحبت های خوبی با آن داشتم که مایل بودم که آنها را با شما هم در میان بذارم که امیدوارم این فرصت فراهم بشه! به هر حال از همکاری شما سپاسگزارم!» با این نوع واکنش از سوی شما، در اغلب موارد مدیر ارشد ترغیب میشود که بجای معاونش، خودش با شما گفتگو را ادامه دهد، هر چند مواقعی هم پیش می آید که به شما میگوید «آقای/خانم محترم! عرض کردم خدمتتون که معاون من بنام آقای…/خانم… مسئول این مسائل هستند. پس لطف کنید با ایشان تماس بگیرید!»

در صورتی که با معاون رئیس تماس گرفتید و با واکنشی مثل این روبرو شدید: «آقای/خانم عزیز! من متوجه منظور شما هستم. قبل از شما هم بارها در مورد این نوع کالا/خدماتی که شما دارید ارائه میکنید تحقیق و بررسی کردم و حتی خریداری هم کردم. متأسفانه نتوانست انتظارات ما را برآورده کند. از این گذشته، در حال حاضر با بودجه ای برای خریداری کردن این کالا / خدمات نداریم!» در جواب باید به او چیزی شبیه به این بگویید: «بله، متوجه هستم. البته قبل از شما هم با چند شرکت که در حوزه ی کاری شما فعالیت داشتند تماس گرفتم و همین مشکل شما را داشتند. اما خدمت آنها هم عرض کردم که ما شرایطی را فراهم کرده ایم که میتوانیم نحوه ی پرداخت را متناسب با شرایط و بودجه ی شما تنظیم کنیم. البته ما از شرایط شرکتهایی که محصولات ما را ارائه میکنند خبر داریم و به همین دلیل اطمینان داریم که شرایط مورد نظر ما بسیار خاص و ویژه است!»

البته بسته به موقعیتی که در آن قرار دارید و متناسب با لحن و حوصله ی مخاطب پشت تلفن، میتوانید با خلاقیت خودتان جملات بالا را به سلیقه ی خودتان تغییر دهید.

البته برای اینکه بازدهی و شانس موافقت معاون رئیس را بالا ببرید میتوانید در ابتدای تماس، اینطور صحبت خود را شروع کنید: «سلام آقای…/خانم…. من … هستم از شرکت… تماس میگیرم. پیرو صحبتی که با جناب آقای…/سرکار خانم… (اسم رئیس ارشد) داشتم، ایشان فرمودند که میتونم در زمینه ی کالا/خدماتی که میتوانیم با شرایط ویژه در اختیارتان قرار دهیم صحبت کنم. ایشان با شما در این مورد صحبتی داشتند؟!» و اینطور ادامه بدهید «شرکت ما بعد از تجربه ی موفقیت آمیزی که در این مدت در زمینه ی فروش …/ ارائه ی خدمات … داشته، تصمیم گرفته که این کار را با شرایط ویژه ای پیگیری بکند تا شرکت های بیشتری بتوانند از این امکانات استفاده بکنند. (در اینجا میتوانید از مشتری ها راضی تان اسم ببرید). مایلم در جلسه ای حضوری بیشتر در این مورد با شما صحبت کنم…»

به این ترتیب میتوانید او را برای آشنایی بیشتر با کالا / خدمات خودتان ترغیب کنید و به او این حس را القاء کنید که شرکت های رقیب او از محصولات شما استفاده کرده و از برخی جهات به پیشرفت های احتمالی دست پیدا کرده اند. البته باز تأکید میکنم که اینها فقط الگوها و مثال های کلی برای نحوه ی گفتگو با مقامات شرکتها هستند. شما با سلیقه و خلاقیت خودتان و بر اساس نوع کسب و کار و لحن و ادبیات و حوصله ی مخاطب خود میتوانید از جملات و عبارات متفاوتی استفاده کنید. باید بتوانید مخاطب خود را متوجه این موضوع کنید که اگر می خواهد کار خود را آسان تر و باکیفیت تر انجام دهد، به صلاحش است که کالا / خدمات شما را خریداری کند!

بی تردید، هیچ فروشنده ای نمی تواند ادعا کند که هیچ گاه قرار نیست در تماس هایی که با شرکت ها و مشتری ها خود برقرار می کند در چنین شرایط خاصی قرار بگیرد. دیر یا زود برای شما هم اتفاق می افتد که مجبور باشید با مشتری ای گفتگو کنید که آنطور که انتظار دارید با شما همراهی نمی کند. همیشه شنیده ایم که گفته اند: علاج واقعه، پیش از وقوع باید کرد. بنابراین از یادگیری هیچ مهارتی کوتاهی نکنید. هر چه مهارت های بیشتری را فرا بگیرید، هم در موقعیت های حساس، مدیریت بهتری خواهید داشت و هم از فروش بیشتر و در نتیجه درآمد بالاتری برخوردار خواهید شد. موفقیت، طعم شیرین و لذت بخشی دارد. خودتان را از تجربه ی آن محروم نکنید!

مهم‌ترین سرمایه شما در کارهای هنری، داشتن ایده‌های خلاقانه و پیدا کردن بازار خوب برای کالاهای تولیدی و داشتن بانک اطلاعات اصناف و مشاغل ایران است. باید بدانید که در این راه باید صبور باشید و قدم به قدم کار را پیش بروید. شما ممکن است روز اول فقط بتوانید تعداد اندکی پیکسل یا جاکلیدی درست کنید و کل هزینه‌های شما هم ۲۰ هزاز تومان بشود؛ درواقع از روز اول نمی‌توانید به کسب درآمد فکر کنید. کم‌کم می‌توانید کار خود را گسترش دهید که حتی به جایی برسید که در سال ۱۰۰میلیون سرمایه در چرخش داشته باشید. شاید روز اول کل تولید شما به اندازه یک میز دو متری در یک جمعه بازار برسد؛ اما کم کم با تبلیغات و معروف شدن برند شما سفارشات شروع می‌شود.

شما در کارهای هنری و صنایع دستی این شکلی، خیلی نیاز به کارگاه مخصوص ندارید و در خانه هم می‌توانید آن را انجام بدهد. اما برای کار خود قطعا به برشکار، خیاط و چاپخانه نیاز دارید و در نهایت به یک انبار احتیاج دارید که محصولات خود را در آن نگهداری و بسته‌بندی کنید. برای همین این شغل برای خانم‌هایی که دنبال یک شغل خانگی جمع‌وجور هستند، مناسب است. این شغل هم مثل هر کار تولیدی دیگر ساعت مشخصی ندارد و شما در هر ساعت از شبانه روز درگیر آن هستید. قطعا در ابتدای راه این کار از شما وقت بیشتری می گیرد و با جا افتادن در کار وقت آزاد بیشتری خواهید داشت و اگر خود طراح باشید، می‌توانید بیشتر ایده‌پردازی و مدیریت کنید.
نوع تبلیغات شما به نوع مخاطبتان بستگی دارد. باید اول به این فکر کنید که مخاطب شما چه قشری از مردم هستند و چه کسانی تمایل بیشتری به محصولات شما نشان می‌دهند و تبلیغات خود را از همان جا شروع کنید. شبکه‌های اجتماعی هم می‌توانند راه تبلیغاتی خوبی برای معرفی محصولات باشند. ابتدا سعی کنید قشر هنری و ادبی که معمولا تمایل بیشتری به این محصولات دارند را به خود جذب کنید و کم‌کم به فکر جلب نظر سایر طیف‌ها باشید. در کارهای هنری نوآوری حرف اول را می‌زند و شما باید بتوانید محصول جدیدی را به مخاطب خود معرفی کنید و تنوع طیف مخاطبان خود را گسترش دهید. برای اینکه سود خود را در کار بیشتر کنید، باید به فکر تولید انبوه باشید. کارهای هنری خاص معمولا وقت زیادی از هنرمندان می‌گیرند که این باعث می‌شود قیمت تمام‌شده کار بالا برود که معمولا این قیمت به مذاق مخاطبان خوش نمی‌آید؛ برای همین به ناچار تولیدکننده مجبور است برای فروش محصولاتش از سود طراحی خودش بگذرد. برای اینکه دچار این مشکل نشوید، بهتر است به فکر تولید انبوه باشید.
فروش صنایع دستی در فروشگاههای اینترنتی راهی سریع و ساده است، اما با این روش رقابت با رقیبانتان در زمینه صنایع دستی کمی دشوار می‌شود. چون وقتی خریدار وارد سایت فروشگاه اینترنتی می‌شود، همزمان محصولات رقیبانتان را نیز مشاهده می‌کند و هنگام چرخ زدن میان صفحات تولیدکنندگان مختلف صنایع دستی، این احتمال وجود دارد که محصول رقیبتان را بخرد.
بنابراین توصیه متخصصان بازاریابی و فروش صنایع دستی این است که نخست وبسایت مستقل خود را بسازید.
البته راه اندازی وبسایت مستقل به این معنا نیست که اصلاً قرار نیست از پتانسیل فروشگاههای اینترنتی استفاده کنید. برعکس، می‌توانید از این فروشگاهها برای پخش محصولاتتان و معرفی شان به تعداد هر چه بیشتر مشتریان احتمالی استفاده کنید. اکنون تعداد زیادی فروشگاه ساز در ایران خدمات راه اندازی فروشگاه اینترنتی عرضه می‌کنند. می‌توانید یکی را که قیمت و کیفیت مناسبی دارد انتخاب کنید و فروش صنایع دستی خود را آغاز کنید.
شاید بعد از این که وبسایت و یا فروشگاه اینترنتی خود را راه اندازی کردید با خود فکر کنید که کار دیگری برای فروش صنایع دستی تان باقی نماند. اما این را همیشه در ذهن داشته باشید که هر چه مکانهای جدیدتری برای فروش و عرضه محصولات پیدا کنید، بازار خود را بزرگتر کرده‌اید و هنر خود را در معرض دید افراد بیشتری قرار داده‌اید
یکی از بهترین مکانها برای عرضه صنایع دستی تان اینستاگرام است. اگر تعداد و تنوع محصولاتتان بالا رفت می‌توانید کانال تلگرام نیز راه اندازی کنید و از فضای مجازی برای فروش محصولات خود استفاده کنید.

هر چه تعداد افرادی که محصولات و برند شما را می‌بینند بیشتر شود، برندتان شناخته‌شده‌تر می‎شود و با افزایش معروفیت برندتان، افزایش فروش نیز خواهید داشت.

یکی از اصلی ترین گرایشهای کنونی در بازاریابی مدرن استفاده از تکنیک داستان گویی است. تکنیک داستان گویی یعنی این که داستان شکل گیری برند و کسب و کارتان را با مشتریان در میان بگذارید؛ اینکه چه شد این هنر را یاد گرفتید و چگونه به فکر فروش صنایع دستی افتادید، محصولاتتان چه مراحلی را طی می‌کنند تا به شکل نهایی درمی‌آیند.
این تکنیک به خصوص برای کسب و کارهای کوچک مفید است و فروشگاه اینترنتی شما نیز می‌تواند از این تکنیک بهره ببرید. تعداد زیادی از خریداران صنایع دستی عاشق خرید از کسب و کارهای کوچک هستند چون خرید صنایع دستی تولید شده در خانه احساس به مراتب بهتری نسبت به خرید محصولات صنعتی به خریداران می‌دهد.

تکنیک داستان گویی در فروش اینترنتی یکی از تکنیکهایی است که یک برند را برندهای دیگر متمایز می‌کند. تکنیک داستان گویی باعث می‌شود خریداران احساس کنند از یک انسان خرید می‌کنند و نه از یک وبسایت، و این، اعتماد مشتریان را به شما افزایش می‌دهد. خریداران اینترنتی دوست دارند کارهای هنری را از هنرمندان حرفه ای، خونگرم و باذوق بخرند. ویژگیهای فروشنده تاثیر بسیار زیادی بر لذت بردن خریدار از خریدش دارد.

هیچ فرمول ثابتی برای موفقیت در زمینه فروش صنایع دستی وجود ندارد، بلکه راههای گوناگونی برای فروش محصولات خانگی وجود دارد. هنرمندان عزیز، شما باید این راههای مختلف را تجربه کنید تا ببینید کدام یک از این روشها بیشترین افزایش فروش را برای محصولات شما همراه خواهد داشت.
شما نه فقط در تولید محصول که در روش عرضه و فروش صنایع دستی خود نیز باید خلاقیت و پشتکار داشته باشید. پس از مدتی اجرای روشهای گوناگون به قول معروف چمّ و خم کار دستتان می‌آید و می‌توانید به روشهای جدیدی مختص فروش محصولات خود دست یابید.
اگر کار هنری بلدید و علاقه به کسب درآمد دارید، بدانید که بازاری بزرگ آن بیرون وجود دارد؛ بازاری که باید راه ورود به آن را پیدا کنید. راه اندازی وبسایت، عرضه محصولات در مکانهای گوناگون، استفاده از تکنیک داستان گویی و تجربه راههای فروش گوناگون از راههایی است که هنرمندانی پیش از این به کار بردند و موفق شدند. شما هم اکنون آستینها را بالا بزنید، با کمی جسارت و پشتکار، صنایع دستی زیبای خود را به مشتاقان معرفی کنید و بفروشید.