بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

احتمالا بار ها راجع به ایجاد حس تعلق شنیده اید. تمام تلاش های یک سازمان در نردبان وفاداری، در راستای ایجاد حس تعلق و سپس وفاداری و طرفداری در مشتری هاست. علاوه بر این، جامعه ای مخصوص به مشتریان خود داشته باشید. حتی یک صفحه در شبکه ای اجتماعی، که اجازه ی تعامل بین مشتری ها را فرآهم می سازد.

این بانک اطلاعات اصناف و مشاغل مشتریان باعث می شود تجربه ی تجاری خرید از شما به یک تجربه ی اجتماعی و شخصی تبدیل شود. تجربه های اجتماعی بسیار بیشتر از تجربه های تجاری برای مشتریان ارزش دارند، پس با ایجاد نگرشی مثبت به شما که باعث این اجتماع بوده اید، آنها را به خرید مجدد ترغیب می کند.
ارزش طول عمر مشتری میزان سودی ست که یک مشتری در کل زمان ارتباطش با سازمان شما، به شما می رساند. مسئله افزایش ارزش طول عمر مشتری ست. ایجاد ارتباطی نزدیک با مشتری ها و نشان دادن تاثیر محصولات یا خدماتتان به آنها، ارزش سازمان شما را نزد مشتری بالا می برد.
اگر او را در مناسبت های مهم به یاد داشته باشید و او را حمایت کنید نیز تاثیر بسیار مثبتی در رابطه ی با او خواهید داشت. حتی اگر یک پیام تبریک تولد، سالگرد ازدواج، سالگرد شروع به کار با شرکت، یا هر مناسبت دیگری برای او بفرستید تاثیر مثبت آن را مشاهده خواهید کرد.
رشد شما بسیار مهم است، اما نه مهم تر از رضایت مشتری. برنامه ریزی های خود را به گونه ای انجام دهید، که رضایت و وفاداری مشتری در صدر آن قرار داشته باشد. اگر سیر رشد شما آهسته تر از چیزی ست که انتظار داشته اید، اما می بینید که مشتری ها از خدمات و محصولات شما رضایت دارند و پیشرفتتان خوب است، تمرکز خود را از رضایت مشتری برندارید.

از تکنیک های بازاریابی مجدد نیز برای از دست ندادن معامله هایی که تا حدی پیش رفته اند استفاده کنید.

رضایتی که موجب وفاداری شود مشتری های بازگشتی (مشتری خرید مجدد) را به ارمغان می آورد. و تبدیل شدن وفاداری به طرفداری باعث می شود مشتری ها شما را به دیگران توصیه کرده و موثرترین نوع بازاریابی – یعنی بازاریابی دهان به دهان – را برای شما انجام دهند
در ابتدا وقتی مقام ارشد به محض اینکه متوجه میشود شما برای فروش تلفنی کالا / خدمات خاصی با او تماس گرفته اید، از ادامه ی گفتگو با شما سر باز میزند و از شما میخواهد با مقام رده پایین تر شرکت گفتگو کنید، بلافاصله باید حس رقابت طلبانه و حسادت او را تحریک کنید. برای مثال میتوانید بگویید: بسیار خب آقای… از اینکه آقای…/خانم… رو به من معرفی کردین ممنونم. اگه نظر شما اینه که ایشان بهتر میتونند با من در این مورد صحبت کنند حتماً با ایشان تماس میگیرم. البته، طی تماسهایی که با رؤسا و هم رده های شما در شرکتهای مختلف داشتم، صحبت های خوبی با آن داشتم که مایل بودم که آنها را با شما هم در میان بذارم که امیدوارم این فرصت فراهم بشه! به هر حال از همکاری شما سپاسگزارم!» با این نوع واکنش از سوی شما، در اغلب موارد مدیر ارشد ترغیب میشود که بجای معاونش، خودش با شما گفتگو را ادامه دهد، هر چند مواقعی هم پیش می آید که به شما میگوید «آقای/خانم محترم! عرض کردم خدمتتون که معاون من بنام آقای…/خانم… مسئول این مسائل هستند. پس لطف کنید با ایشان تماس بگیرید!»

در صورتی که با معاون رئیس تماس گرفتید و با واکنشی مثل این روبرو شدید: «آقای/خانم عزیز! من متوجه منظور شما هستم. قبل از شما هم بارها در مورد این نوع کالا/خدماتی که شما دارید ارائه میکنید تحقیق و بررسی کردم و حتی خریداری هم کردم. متأسفانه نتوانست انتظارات ما را برآورده کند. از این گذشته، در حال حاضر با بودجه ای برای خریداری کردن این کالا / خدمات نداریم!» در جواب باید به او چیزی شبیه به این بگویید: «بله، متوجه هستم. البته قبل از شما هم با چند شرکت که در حوزه ی کاری شما فعالیت داشتند تماس گرفتم و همین مشکل شما را داشتند. اما خدمت آنها هم عرض کردم که ما شرایطی را فراهم کرده ایم که میتوانیم نحوه ی پرداخت را متناسب با شرایط و بودجه ی شما تنظیم کنیم. البته ما از شرایط شرکتهایی که محصولات ما را ارائه میکنند خبر داریم و به همین دلیل اطمینان داریم که شرایط مورد نظر ما بسیار خاص و ویژه است!»

البته بسته به موقعیتی که در آن قرار دارید و متناسب با لحن و حوصله ی مخاطب پشت تلفن، میتوانید با خلاقیت خودتان جملات بالا را به سلیقه ی خودتان تغییر دهید.

البته برای اینکه بازدهی و شانس موافقت معاون رئیس را بالا ببرید میتوانید در ابتدای تماس، اینطور صحبت خود را شروع کنید: «سلام آقای…/خانم…. من … هستم از شرکت… تماس میگیرم. پیرو صحبتی که با جناب آقای…/سرکار خانم… (اسم رئیس ارشد) داشتم، ایشان فرمودند که میتونم در زمینه ی کالا/خدماتی که میتوانیم با شرایط ویژه در اختیارتان قرار دهیم صحبت کنم. ایشان با شما در این مورد صحبتی داشتند؟!» و اینطور ادامه بدهید «شرکت ما بعد از تجربه ی موفقیت آمیزی که در این مدت در زمینه ی فروش …/ ارائه ی خدمات … داشته، تصمیم گرفته که این کار را با شرایط ویژه ای پیگیری بکند تا شرکت های بیشتری بتوانند از این امکانات استفاده بکنند. (در اینجا میتوانید از مشتری ها راضی تان اسم ببرید). مایلم در جلسه ای حضوری بیشتر در این مورد با شما صحبت کنم…»

به این ترتیب میتوانید او را برای آشنایی بیشتر با کالا / خدمات خودتان ترغیب کنید و به او این حس را القاء کنید که شرکت های رقیب او از محصولات شما استفاده کرده و از برخی جهات به پیشرفت های احتمالی دست پیدا کرده اند. البته باز تأکید میکنم که اینها فقط الگوها و مثال های کلی برای نحوه ی گفتگو با مقامات شرکتها هستند. شما با سلیقه و خلاقیت خودتان و بر اساس نوع کسب و کار و لحن و ادبیات و حوصله ی مخاطب خود میتوانید از جملات و عبارات متفاوتی استفاده کنید. باید بتوانید مخاطب خود را متوجه این موضوع کنید که اگر می خواهد کار خود را آسان تر و باکیفیت تر انجام دهد، به صلاحش است که کالا / خدمات شما را خریداری کند!

بی تردید، هیچ فروشنده ای نمی تواند ادعا کند که هیچ گاه قرار نیست در تماس هایی که با شرکت ها و مشتری ها خود برقرار می کند در چنین شرایط خاصی قرار بگیرد. دیر یا زود برای شما هم اتفاق می افتد که مجبور باشید با مشتری ای گفتگو کنید که آنطور که انتظار دارید با شما همراهی نمی کند. همیشه شنیده ایم که گفته اند: علاج واقعه، پیش از وقوع باید کرد. بنابراین از یادگیری هیچ مهارتی کوتاهی نکنید. هر چه مهارت های بیشتری را فرا بگیرید، هم در موقعیت های حساس، مدیریت بهتری خواهید داشت و هم از فروش بیشتر و در نتیجه درآمد بالاتری برخوردار خواهید شد. موفقیت، طعم شیرین و لذت بخشی دارد. خودتان را از تجربه ی آن محروم نکنید!

کلمات کلیدی: , , , , , , ,

ديدگاه خود را بيان کنيد