بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

برای اینکه در زندگی به اهداف خود برسیم باید برای انها برنامه ریزی داشته باشیم. و هدف بدون برنامه ریزی فقط یک رویا است .به همان میزان که هدف مهم است ، اصول برنامه ریزی در کسب و کار نیز اهمیت دارد. در کسب و کار هم برای اینکه به مقاصد مالی خود برسیم باید طبق اهداف اصول برنامه ریزی در کسب و کار را رعایت کرد .

هدف از برنامه ریزی متمرکز شدن برهدف و ایجاد بانک اطلاعات اصناف و مشاغل در کسب و کار است. وقتی از هدف منحرف نشوید می توانید براوردهای مالیتان را ساده کنید، وقتی براوردهای مالیتان ساده شود کنترل هزینه ها را بدست می گیرید و با کمبود سرمایه مواجه نمی شوید و برعملکردتان و هزینه ها کنترل و تسلط دارید وبا تسلط بر هزینه ها و عملکرد از فرصت ها استفاده و منافع اقتصادیتان را افزایش می دهید و می توانید کیفیت کسب و کارتان را بالا ببرید و ارزش کارتان را حفظ و در کسب و کارتان رشد کنید.
در نتیجه ارامش فکری بیشتری دارید و می توانید تصویری روشن از اینده مالی و درامد ۵ ساله ایندتان را پیش بینی کنید، در نهایت ارزو هایتان به قصد تبدیل می شود.
برنامه کار باید به صورت تجسمی روشن و منسجم نوشته شود.
برای این کار باید:

برای دو سال نخست براوردهای ماهانه و برای سالهای بعد براوردهای فصلی داشته باشید. اصول برنامه ریزی در کسب و کار
هزینه های احتمالی آتی را در برنامه بگنجانید.بکوشید هر گونه هزینه ممکن را پیش بینی کنید.انگاه تمام هزینه ها را جمع بزنید و ۱۵ در صد برای هزینه های پیش بینی نشده به ان بیافزایید.
این محاسبه سر انگشتی را به خاطر اورید که هر موسسه یا کسب وکار نوپا دو برابر انچه تصور کرده بودید به زمان نیاز دارد و هزینه بر میدارد. یقین حاصل کنید که برای تاخیرهای زمانی و هزینه های پیش بینی نشده منابع مالی کافی را در نظر گرفته و بودجه بندی کرده باشید.
برنامه کار نیکو نگاشته ابزار ی برای جمع اوری پول نیست. نقشه راه و تجسم اینده است. هر اندازه برنامه کار روشن تر و تجسم منسجم تر باسد احتمال رسیدن به ان افزون تر است.
برنامه تان باید چنان نیرومند باشد که بر هر گونه مانع ممکن درونی و بیرونی غلبه کند.برنامه کار قدرتمند است زیرا ذهن نیمه هوشیار را به حرکت در می اورد.
برنامه کار نیکو نگاشته ارزوی موفقیت را به «قصد» تبدیل می کند.وقتی قصد موفقیت داشتتید ۹۰ در صد از موانع از میان بر می خیزند، و ابزار کنار امدن با ۱۰ درصد موانع محتمل را نیز در اختیار خواهید داشت.
ارزو هایتان را به قصد تبدیل کنید:موانع و مشکلات را به مجالها. زیرا برای هر مساله ای راه حلی و برای هر مشکلی مجالی بزرگتر وجود دارد. یعنی اگر انسان اراده کند راه را می یابد.
بنابراین وقتی از نقش برنامه ریزی در زندگی صحبت می‌کنیم و از سوی دیگر، در مورد اهمیت دوست داشتن برنامه ریزی و علاقه به برنامه ریزی حرف می‌زنیم، منطقی است که قبل از مطرح کردن تکنیکهای برنامه ریزی و یا تاکید بر نقش مهم برنامه ریزی در رشد و موفقیت، به این سوال مهم پاسخ بدهیم که: چرا بسیاری از ما برنامه ریزی را دوست نداریم؟ چرا رابطه ما با برنامه ریزی خوب نیست؟

آنچه در ادامه می‌خوانید، جمع بندی و طبقه بندی صحبت و نظرات ارزشمند دوستان عزیزمان است که در زیر مطلبی تحت عنوان چرا برنامه ریزی را دوست نداریم در روزنوشته های محمدرضا شعبانعلی مطرح کرده‌اند.

خوشحال می‌شویم اگر شما هم نکته یا نکات دیگری دارید در زیر این مطلب مطرح کنید تا آنها را به فهرست زیر بیفزاییم.
تعریف برنامه ریزی چیست؟

یکی از گلایه‌هایی که معمولاً مطرح می‌شود و میل و رغبت به برنامه ریزی را کاهش می‌دهد این است که چندان مشخص نیست درباره چه چیزی حرف می‌زنیم.

برخی از نقد‌هایی که در این‌باره مطرح می‌شود را با هم بخوانیم:
مهارت برنامه ریزی هم مثل هر مهارت دیگری نیاز به آموزش دارد. نه فقط تکنیک های برنامه ریزی، بلکه نیاز به برنامه ریزی، نقش آن در زندگی، هدف و فلسفه و ضرورت آن. ما در این زمینه آموزش ندیده ایم و چیزی که به خوبی آن را نشناسیم و نفهمیم و نیاز به آن در بخشی از ذهن ما تثبیت نشده باشد، دوست داشتنی نخواهد بود.

اگر برنامه ریزی را به خوبی نشناسیم و به کار نگیریم، عملاً به یک فشار بیرونی تبدیل می‌شود که می‌خواهد جایگزین انگیزه‌ی درونی شود. چیزی که می‌دانیم عملاً امکان پذیر نیست.

خیلی وقت‌ها، هزینه‌های برنامه ریزی را نمی‌شناسیم. هزینه‌های مشهود و نامشهود را. به همین دلیل در برنامه ریزی اشتباه می‌کنیم و یا برنامه ریزی‌هایمان، نتیجه‌ی مطلوب را ایجاد نمی‌کنند.

یلوپیچ‌ها فهرستی از کسب‌وکارهای محلی براساس حروف الفبا و به صورت مجزا برای هر منطقه جغرافیایی به شهروندان ارائه می‌دهد. عمده تمرکز و تقسیم‌بندی یلوپیچ‌ها طبق عرف و تاریخچه آن‌ها براساس شماره تلفن‌هاست اما گاهی دیده می‌شود که برخی ناشران بر روی جمعیتی خاص یا کسب‌ و کاری مشخص تمرکز می‌کنند.

یلوپیچ‌ها معمولا سالیانه منتشر شده و به صورت رایگان نیز پخش می‌شوند. اکثرا لیستی ساده با کاربری آسان دارند و عمده راه درآمد آن‌ها از طریق تبلیغاتی است که در به وفور در آن‌ها چاپ می‌شود. و چه چیزی بهتر از این موقعیت برای صاحبین کسب‌ و کار؟

مردم معمولی از یلوپیچ‌ها برای به دست آوردن اطلاعات کسب‌وکارهای موردنیاز خود در سطح شهر استفاده می‌کنند و صاحبین کسب‌ و کار و تجار نیز با استفاده از کادر تبلیغات موجود در آن، به عنوان محلی برای معرفی خود و تجارتی که به آن مشغولند.

سایت یلوپیج ایرانیان در برگیرنده اطلاعات بیش از ۲۰٫۰۰۰ شرکت ایرانی به همراه ۶۰۰۰ عنوان محصولات آنان می‌باشد.
همچنین در این سایت اطلاعات جامعی پیرامون اقتصاد ایران، فرهنگ ایران، توریسم ایران و … موجود می‌باشد. حجم بالای اطلاعات، طبقه‌بندی صحیح و دسترسی آسان از این وب‌سایت یک رسانه بی‌بدیل ساخته است.
دسترسی به اطلاعات شرکت‌های ایرانی از طریق خرید کتاب ارزشمند یلوپیج تجاری ایران Iran Trade Yellowpages و یا سی‌دی اینترنتی یلوپیج ایران Web Access CD میسر می‌باشد.
شاید بتوان یلوپیج‌ها را نوعی ابزار جستجو سنتی نامید. البته معمولا یلو پیج‌ها علاوه بر راهنمای مشاغل، شماره تلفن‌های اشخاص و اماکن شهری و البته انبوهی از تبلیغات را هم شامل می‌شوند. یک تفاوت بزرگ یلو پیج‌ها با ابزارهای جستجو‌ی مدرن، جستجوی منطقه‌ای و محلی در آن است. یعنی شما می‌توانید یک یلو پیج دو هزار صفحه‌ای برای کلورادو داشته باشید و یکی هم برای کالیفرنیا.

معمولا قسمت اعظمی از یلو پیج‌ها را تبلیغات شرکت‌ها، محصولات و خدمات پر می‌کند و این درآمد اصلی و ثابت ناشران یلو پیج به حساب می‌آید. بنابراین دلیل رایگان بودن یک یلو پیج قطور با آن همه صفحه رنگی همین است. البته ما هم در ایران یک نمونه یلو پیج به نام کتاب اول داریم؛ هر چند که یلوپیج ما مثل بقیه چیزهایمان از قوانین خودمان پیروی می‌کند. یعنی اینکه محدود به هر شهر و استان نیست و البته قیمتی حدود بیست هزار تومن دارد.

چیزی که جالب است تاثیر اینترنت بر یلو پیج‌هاست. چند سالی است که انتشار یلو پیج‌ها روی اینترنت وسیع‌تر از کتاب‌های فیزیکی داخل کیوسک‌ها شده است. روی اینترنت به هر کشور و ایالتی که سر بزنیم یک سایت یلو پیج برای آن کشور پیدا می‌کنیم. در ایران چند سایت مانند کتاب اول یا یلو پیج ایران وجود دارد. البته یلو پیج‌های ایرانی با امکانات و دقت نمونه‌های خارجی قابل مقایسه نیست.

تقریبا در همه جای جهان میزان استفاده مردم از یلو پیج‌ها کند شده و خیلی از سایت‌ها نیز با رشد معکوس مخاطب مواجه شده‌اند‌. اما علت این امر چیست؟ جواب این سوال سخت نیست. دلیل آن رشد وحشتناک موتورهای جستجو‌ی پیشرفته است.

درواقع میزان جستجوها بر اساس گوگل مپ رشدی چشمگیری در برابر رشد معکوس جستجوها بر اساس واژه یلو پیج در جهان دارد.

با بررسی این موضوع می‌شود به این نتیجه رسید که غول‌های جستجوگر مانند گوگل، یاهو یا ام اس ان، یلو پیج‌ها را به طرز شدیدی به حاشیه برده‌اند و این هم مسلما به دلیل کارآمدی این ابزار مدرن در دنیای جستجوهاست.

صاحبان کسب‌و‌کارهای کوچک اغلب درگیر فعالیت‌های متعددی درخصوص کارشان هستند؛ به‌طوری‌که زمان بسیار کمی برای مدیریت جریان نقدی یا اندیشیدن در خصوص مسائل مالی شرکت را دارند. از طرف دیگر، سوءمدیریت در بودجه‌ٔ شرکت ممکن است منجر به شکست کامل کسب‌و‌کار شود.

اگرچه ممکن است در روزهای اول شما هوشمندانه‌ترین ایده‌ها را داشته باشید و شرکت‌تان در مسیر رشد قرار داشته باشد، اما غالبا ۸۰ درصد کسب‌و‌کارهای اصناف و مشاغل، چه کوچک و چه بزرگ، با شکست مواجه می‌شوند؛ تنها به این دلیل که صاحبان آنها در مدیریت جریان نقدی ناموفق بوده‌اند.

بدتر اینکه، یک‌سری از هزینه‌های پنهان تأثیر مخربی بر جریان نقدی دارند که مدیریت آنها بسیار دشوار است؛ چراکه نمی‌توان به‌راحتی آنها را شناسایی کرد
یکی از دوستان من که یک شرکت تولید نرم‌افزار را اداره می‌کرد، به تبلیغ در فیسبوک روی آورده بود. در ماه‌‌های ابتدایی، سود خوبی از این سرمایه‌گذاری نصیبش شد. در نتیجه تصمیم گرفت تا هزینه‌ی تبلیغات فیسبوکی خود را ۵ برابر کند؛ به این امید که فروش نیز رشدی ۵ برابر داشته باشد.

در هر صورت این اتفاق نیفتاد. درحالی‌که میزان فروش شرکت را بالاتر برد، اما با میزان هزینه‌هایی که صرف تبلیغات شد اصلا متناسب نبود. او در آن زمان هزینه‌ٔ بیشتری نسبت به میزان درآمدش صرف و به جریان نقدی کسب‌و‌کارش آسیب جدی وارد کرد. او در نهایت مجبور شد تا برای پوشش هزینه‌های ماهانه وام بگیرد.

برای شرکت‌ها داشتن برنامه‌ٔ رشد بلندپروازانه می‌تواند بسیار مفید باشد، اما گاهی‌اوقات رشد اجباری مفرط می‌تواند سرنوشت شومی برای کسب‌و‌کار رقم بزند.

رشد اجباری چیست؟ این رشد عبارت است از صرف پول بیشتر برای کارکنان، دفتر بزرگ‌تر برای جا دادن افراد و مشتریان بیشتر، توسعه‌ٔ محصول جدید، صرف پول بیشتر برای تبلیغات و… . در کل، رشد اجباری یعنی صرف هزینه‌های بیشتر.

این هزینه‌ها صرف فعالیت‌های تلاش‌محوری می‌شود که به‌سرعت باید به آنها رسیدگی کرد؛ چراکه از دست دادن مقدار هنگفتی پول، تأثیر به‌شدت منفی بر فعالیت‌های روزانه می‌گذارد. این خدمات گسترش‌یافته درآمد بالاتری را به‌همراه خواهد آورد، اما از آن طرف، جریان خروجی پول نیز بیشتر خواهد بود. برآورد کارآمد و به‌موقع جریان خروجی پول می‌تواند شما را برای مواقع اضطراری به‌خوبی آماده کند.

تبلیغات همسان امروزه یکی از پرطرفدارترین روش‌های تبلیغات کلیکی محسوب می‌شود. اگر از این روش استفاده کرده باشید، حتما برای بهینه‌سازی کمپین‌های‌تان با چالش‌هایی مواجه شده‌اید. در این مقاله قصد داریم شما را با هفت توصیه‌ای آشنا کنیم که با استفاده از آن‌ها قادر خواهید بود تبلیغات‌تان را به شکلی مؤثر بهینه‌سازی کنید و برای بهبود کارایی وبسایت و کسب‌وکار خود مورد استفاده قرار بدهید. می‌توانید با مدنظر قرار دادن تمامی توصیه‌ها و با تغییر یا اصلاح آن‌ها به شکل دلخواه، برنامه‌هایی منحصربه‌فرد برای کسب‌وکار خود طرح‌ریزی کنید. هر توصیه را به کار بگیرید؛ نتیجه را مورد سنجش قرار دهید و سپس دوباره با در نظر گرفتن اصلاحاتی آن را به کار بگیرید و این روند را ادامه دهید تا در نهایت به نتیجهٔ دلخواه دست پیدا کنید
مشخصا هدف اولیهٔ هر کسب‌وکاری این است که توجه مخاطبان را به خود جلب کند و مشتری‌های بیشتری برای خود دست‌وپا کند و برای محقق شدن این هدف، از طرح‌های بازاریابی گوناگون استفاده می‌کند. یکی از نکاتی که تبلیغات آنلاین را بسیار جالب توجه می‌کند، انتخاب‌ها و روش‌های گوناگونی است که فرد برای پیش‌برد فعالیت‌ها می‌تواند بسته به نیاز و خلاقیت خود مورد استفاده قرار دهد. البته امروزه فعالیت در حوزهٔ کسب‌وکار اینترنتی به‌شدت رقابتی شده است، بنابراین برای آنکه وب‌سایتی کاملا فعال و سودآور داشته باشید، قرار دادن محتوای با کیفیت در آن، به‌تنهایی نیازهای شما را برآورده نخواهد کرد و باید به فکر استفاده از روش‌های مختلف مانند تبلیغات بنری، تبلیغات همسان و … و راه‌هایی برای بهینه‌سازی تبلیغات‌تان باشید.

هر اندازه هم که محتوای قرار گرفته در وبسایت شما با کیفیت باشد، اگر در معرض دید افراد قرار نگیرد، بخش اعظم زمان، تلاش‌ها و سرمایه‌گذاری‌های شما هدر خواهد رفت و نرخ بازگشت سرمایهٔ کسب‌وکارتان مطلوب نخواهد بود. البته اگر با چنین مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنید، جای نگرانی چندانی نیست، چراکه با استفادهٔ اصولی از تبلیغات همسان قادر خواهید بود بخش‌های مختلفی از کسب‌وکار خود را بهبود ببخشید. ازجملهٔ این بخش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مشاهده محتوای وبسایت توسط دیگر افراد؛
شناخته شدن بهتر برند؛
افزایش ترافیک ورودی به وب‌سایت؛
فهرست مشترکان ایمیل/پوش نوتیفیکیشن؛
افزایش فعالیت مشتری‌ها.

در حوزه کسب و کار، فروش به تبادل محصولات و خدمات با پول اشاره دارد، در حالیکه بازاریابی یک اصطلاح گسترده است که شامل زنجیره ای از فعالیت ها مانند تحقیق و تفحص بازار و ارتقاء فروش می شود.
بازاریابی بر نیاز مشتری متمرکز است، در حالی که فروش بر نیازهای شرکت تأکید دارد.

در بازاریابی همه چیز مربوط به شناسایی نیازهای انسانی و رضایت آنها است، با ارائه محصولاتی که آنها نیاز دارند یا درخواست می کنند. از سوی دیگر، فروش به سادگی، هدف اش ترغیب مشتریان به خرید کالاها یا خدمات ارائه شده توسط شرکت است.
فروش چیست؟

اگر بخواهیم ساده بیان کنیم، فروش یعنی تبدیل موجودی های انبار به پول نقد.
یعنی هر چیزی موجود است تبدیل به پول شود. البته فروش می تواند شامل کالا یا خدمات باشد.
فروش، باعث ارتقای روابط با مشتریان و شرکا می شود. برای فروش باید در مورد قیمت ها و شرایط فروش مذاکره کنیم و مطمئن شویم که سفارش های مشتریان تجزیه تحلیل و کامل شده باشد.

به این منظور، فروشندگان باید یک رابطه نزدیک با مشتری (و گاهی همکاران) داشته باشند، مسیر فروش را هموار کنند، مخالفت‌های مشتری را از بین ببرند و در مورد قیمت و شرایط فروش چانه بزنند.
معمولاً هم بعد از فروش باید مطمئن شوند که دیگر نیروهای شرکت نیاز مشتریان را برآورده می‌کنند.

نگاه و چشم انداز بخش فروش، از داخل به بیرون (یعنی به سمت مشتریان) و بیشترین تمرکز آنها روی زمان حال است و افق دیدشان هم به این هفته، این ماه و این فصل محدود می شود.
بازاریابی چیست؟

هماهنگ شدن با مشتریان طبق نیاز هایشان برای زمان حال و آینده
یکی از مهمترین نقش های بازاریابی،جمع آوری شماره تماس مشاغل  و شناخت بازار از نگاه مشتری به سمت شرکت و کمک به ارتقای شرکت در آینده است.
کار بازاریاب این است که سازمان را به سمت بخش یا گروهی از مشتریان یا کانال ها هدایت کند که شرکت می تواند در آنها رقابت کند و سود به دست بیاورد.

بازاریابی باید به این سوال سازمان پاسخ دهد که چگونه باید پیشنهادات محصول، قیمت گذاری و ارتباطات خود را تغییر دهد تا به نیازهای اساسی مشتریان برسد. (این قضیه تابع استراتژی موقعیت بازار است) بازاریاب همچنین وظیفه دارد، درک خود از بازار را به ابزارها و تاکتیکهایی جهت به دست آوردن سهم بیشتری از بازار تبدیل، روابط (و اغلب به صورت دیجیتال) را مستحکم و راه های بیشتری برای افزایش فروش پیدا کند.

تلاش های بازاریابی در کوتاه مدت ممکن است نتایج چشمگیری نداشته باشد. در مجموع می توانیم بگوییم بازاریابی یعی با هدایت صحیح، فروش را به جایی برساند که با شکارهای مناسب، به طعمه اصلی نزدیک شود. ذکر این نکته مهم است که اگر بازاریابی به یک تابع پشتیبانی فروش متمرکز نباشد، در آینده ممکن است نتایج زحمات از بین برود. بدون بازاریابی، فروش هم در معرض خطر است.

بازارها همواره در حال تغییر هستند. کار بازاریابی این است که این تغییرات را پیش بینی کنند، به شکارچیان کمک کند تا شکارشان را ببینند و مهمات لازم را در اختیارشان قرار دهند. با مهمات مشقی، حتی بهترین شکارچی ها هم کاری از دستشان برنمی آید. رشد پیوسته و پیشرفت، برای بقا و ارتقای شرکت امری ضروری است. اگر فقط برای امروز مهمات تهیه کنیم، چطور می توانیم بفهمیم که در صنعت ما به کدام سو در حرکت است و چگونه به این امر باید واکنش نشان دهیم.
نقش جدید فروشنده، کمک به مشتریان برای بهبود و توسعه کسب‌وکار آسان است که به‌عنوان ارزش افزوده‌‌ای برای آن کالا یا خدمت از آن یاد می‌شود. اکنون، فروش فقط به معنای تشخیص نیاز و چگونگی برآوردن آن نیست، بلکه به معنای مقصد و چگونگی کمک برای رسیدن به آن است. فروشنده جدید، یک متخصص، مشکل گشا است و نیز مدیر ارتباطات است. فروشنده، پیش از آنکه فقط یک فروشنده باشد، باید یک مرجع ارزشمند برای مشتریان باشد. در واقع، اگر تمام تلاش شما، فقط برای فروش کالا و خدمات باشد، تبدیل به یک موجود ترسناک خواهید شد. فروش در بازار پر شتاب و پر تلاطم امروز، نیاز به یک اعتقاد و بینش جدید دارد و باید با مشتری در دادو ستد بود، نه فروش صرف. بنابراین، برای محک زدن خود؛ از خویش بپرسید، در صورتی که چیزی برای فروش نداشته‌اید، آیا باز هم مشتری شما را به‌عنوان مشاور می‌پذیرد؟ دوره‌های آموزشی سنتی فروشندگی بر این نکته تاکید دارند که فروش باید مرحله به مرحله صورت گیرد. ولی این نکته را در نظر داشته باشید که مردم طبق الگوی خرید خود اقدام به خرید می‌کنند نه براساس الگوی فروش شما. برای اینکه فروش موثرتری داشته باشیم، فهم مراحلی که مشتری برای خرید طی می‌کند، حائز اهمیت است. اصل، بر شفافیت در فروش است. یک فروشنده موفق، باید درک روشنی از روان شناسی فروش داشته باشد.

مفهوم جمله «مردم ابتدا شخص را می‌پذیرند و سپس کالای وی را می‌خرند» اهمیت این نیاز را آشکار می‌کند که شرکت‌ها تشخیص داده‌اند که باید رابطه مستمر و پیوسته با مشتری داشته باشند. این عبارت حاوی معنای پرباری در مورد نحوه صحیح مهارت‌های فروش است. اساسی‌ترین مهارت‌های فروش که از شناسایی مشتری شروع می‌شود و تا مهم‌ترین دلایل فروش کالا ادامه می‌یابد از نکات مهم است. علاوه‌بر این، مزیت رقابتی مربوط به مهارت‌های فروش نیست، بلکه به انگیزه، اعتماد به نفس، اراده و پشتکار نیز برمی‌گردد. در کسب‌وکاری همانند ورزش، مهارت برای برنده شدن باید با اراده برای برنده شدن انطباق داشته باشد. ورزشکاران حرفه‌ای این مفهوم را تمرینات استقامت روحی و ذهنی می‌نامند. آنچه واقعا اهمیت دارد این است که ذهن خود را چگونه به‌کار می‌گیریم. وقتی این اصول برای قهرمانان ورزشی به اندازه کافی مفید است، تاثیر آن بر شما چگونه خواهد بود؟

هر صنعتی برای خود ابرستاره‌های فروش دارد. افرادی که به قله فروش می‌رسند، همکاران خود را شگفت زده می‌کنند برای آنها اهمیتی ندارد که وضعیت اقتصادی چگونه باشد یا روزنامه‌ها در مورد صنعتشان چه می‌نویسند. ویژگی آنها پایداری است، بی‌وقفه کار می‌کنند و در مورد صنعتشان می‌آموزند و آموخته‌های خود را به‌کار می‌بندند و فراتر از همه اینها تمرین می‌کنند که خود را از لحاظ روحی قوی کنند. مثل هر کس دیگری، شکست و لحظه‌های تریدی را تجربه می‌کنند ولی اجازه نمی‌دهند که این مسائل، آنها را وادار به عقب نشینی کند. همه ما روش‌های فروش متفاوتی داریم اما بهترین کار این است که روش منحصربه‌فرد خود را در پیش بگیریم. فروش یک علم دقیق نیست. هیچ روش چندمنظوره، ایده‌آل و دلچسب برای فروش وجود ندارد. رمز این کار در وجود شما نهفته است. هیچ ترفند و هیچ جادویی نمی‌تواند به شما کمک کند. فقط خودتان هستید که باید حداکثر تلاشتان را به‌کار ببندید.