بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور بزرگترین بانک اطلاعات اصناف و مشاغل کشور
تماس

مسلماً با یک وب‌سایت خوب و جذاب فرصتی عالی برای معرفی خود، خدمات‌ و برند شخصی‌تان، دیده شدن و برقراری ارتباط با مخاطبانتان پیدا می‌کنید. همچنین می‌توانید افکار و ایده‌های جدیدتان را با دیگران به اشتراک بگذارید و نظرشان را در این باره بدانید. این کار به دیگران ثابت می‌کند شما متخصص هستید و حرفی برای زدن دارید. اینکه چرا دیگران برای شما مهم خواهند بود را در این مقاله بخوانید: لحظاتی حساس برای برندسازی شخصی.
اما…
مقایسه سایت و شبکه‌های اجتماعی برای ورود کسب و کارها به دنیای دیجیتال

در دنیای امروز و با توجه به سادگی استفاده از دنیای دیجیتال به ویژه شبکه‌های اجتماعی، روز به روز به تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی مثل تلگرام، اینستاگرام، توییتر و … افزوده می‌شود.

اکثر مدیران، سیاست مداران، سیلبریتی‌ها و همچمنین مردم عادی در این شبکه‌های اجتماعی حضور دارند و فعالیت‌های خود را از این طریق به انجام می‌رسانند.

با وجود شبکه‌های اجتماعی شلوغ و پویا، بسیاری از صاحبان اصناف و مشاغل ایران علاقه‌ای برای ورود به دنیای سایت‌ها ندارند. حداقل سایت را به عنوان یکی از ملزومات کاری خود حساب نمی کنند. تفکری اشتباه که باعث زمین خوردن بسیاری از کسب و کارها در فضای دیجیتال شده است.
در این که وب‌سایت برای یک برند تجاری یا یک برند شخصی یکی از ضروری‌ترین روشهای جذب مخاطب می‌باشد تقریباً شکی نیست. اما همانطور که قبلا هم اشاره شد متأسفانه مردم وقتی به شما نیاز دارند از شما یاد می‌کنند! اما آیا این بدین معنیست که شما باید منتظر بنشینید تا دیگران به محصولات و خدمات شما احتیاج پیدا کنند تا شما را ببینند؟

شما باید ویترینی گویا برای خود داشته باشید. وب‌سایت هم تا حدودی مانند ویترین مغازه‌هاست که هر کسی وقتی می‌خواهد چیزی را ببیند یا بخرد به سراغ آن می‌رود. اما چطور می‌توانید یک ویترین گویا داشته باشید که دیگران را به شما جذب کند؟
شبکه‌های اجتماعی و برندسازی شخصی
شبکه‌های اجتماعی یک فرصتند. شما با یک گردش کوچک در اینستاگرام می‌توانید هر چیزی و یا هر کسی را پیدا کنید. احساس می‌کنید وارد یک مجتمع خرید بزرگ شده‌اید، هرنوع کالا یا خدمات و یا افراد گوناگون را که بخواهید پیدا می‌کنید. در شبکه‌های اجتماعی علاوه بر دیده شدن و معرفی برند خود، شما امکان دیدن افرادی که به دنبال خدمات و تخصص شما هستند و یا به نحوی به برند شخصی شما می‌توانند ارتباطی پیدا کنند را خواهید داشت.

در برخی شبکه‌های اجتماعی، این امکان در اختیار شماست تا به شکلی با افرادی که با شما نقطه مشترکی دارند آشنا شوید. می‌توانید خیلی ساده آنها را به صفحه خود دعوت کنید و جزو مخاطبان همیشگی خود قرار دهید. می‌توانید با آنها شروع به همکاری کنید، پروژه‌هایشان را دنبال کنید، ببینید چه به چه فعالیتی مشغولند و یا شخص دیگری را بجز شما برای همکاری در حوزه‌ی تخصصی‌تان انتخاب کردند!
ویترینی برای یک برند شخصی

در این مطلب چندبار این کلمه را تکرار کردیم… «یک ویترین خوب». قطعاً یک ویترین خوب برای یک برند شخصی اثرگذار است. این ویترین یادآور شما، خدمات، تخصص و کارهایی است که قادرید برای دیگران انجام دهید می‌باشد.

هروقت که خواستید مطلبی راجع به کارهایی که اخیراً انجام داده‌اید، کارهایی که قادرید برای دیگران انجام دهید و خلاصه هرآنچه لازم است دیگران در مورد شما بدانند صحبتی کنید، شبکه‌های اجتماعی این فرصت را در اختیار شما قرار می‌دهند تا مخاطبانتان در جریان قرار بگیرند. می‌توانید اطلاعاتی مفید و رایگان در اختیار مخاطبانتا بگذارید و اجازه ندهید فراموش شوید.

با این امکانات شما لازم نیست منتظر دیده شدن باشید بلکه میتوانید همیشه خود را مورد دیده شدن قرار دهید و با تکرار خود در صفحه مخاطبتان وارد ضمیر ناخودآگاه آنها شوید و در پس ذهنشان قرار بگیرید. این امکان باعث می‌شود اصطلاحاً نام شما دهان به دهان بچرخد و به جاهایی که حتی فکرش را هم نمی‌کنید برسد. علاوه بر اینکه باعث می‌شود برند شخصی شما پرتکرار شود، موجباتی برای تبلیغات، یافتن دوستان و مخاطبانی در سطح بین‌الملل و دیده شدن به صورت مداوم را برای برند شما ایجاد می‌کند.

البته ناگفته نماند در هر موضوعی رعایت اعتدال واجب است و کماکان بهترین، تاثیرگذارترین و لذت بخش‌ترین ارتباط موجود روش سنتی یعنی چهره به چهره است. پس شبکه‌های اجتماعی شما به عنوان ویترین باید قادر باشند مخاطبانتان را به داخل بکشانند. می‌توان گفت در بسیاری از مواقع (و البته نه همیشه)، ارتباطات مجازی فقط راهی برای رسیدن به تعاملات در دنیای واقعی هستند.
انتخابی هوشمندانه برای برندسازی شخصی

در این دوران نمی‌توان بین شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت یکی را انتخاب کرد. بلکه هر دو در کنار هم بهتر و کارآمدترند. شبکه‌های اجتماعی مانند ویترین‌های کوچک سخنگو، جذاب و روزانه می‌باشند که شما را به ویترین اصلی داخل مغازه یعنی وب‌سایت شما ارجاع می‌دهند. با این امکان می‌توانید مراجعان بیشتری را برای وب سایت خود و رسیدن به هدفتان جلب کنید. اگر همچنان نمی‌دانید به چه دلیل بهتر است یک وب‌سایت شخصی داشته باشید حتماً این مقاله را بخوانید: وب سایت یا کارت ویزیت؟

برندسازی شخصی کاری ساده و در عین حال پیچیده است که برای موفقیت در آن باید مسائلی کوچک را مد نظر داشت و بسیار نکته سنج بود. اگر از کنار ساده‌ترین موارد بی‌تفاوت بگذرید، قادر نخواهید بود با سرعت و اطمینان، به یک برند شخصی قوی دست پیدا کنید. ما این امکان را به شما می‌دهیم که با دیدن و شناختن این نکات کوچک سریعتر و با کیفیت تر به سر منزل مقصود خود برسید. با ما در ارتباط باشید.

بسیاری از اوقات دیده‌ایم که بسیاری از افراد با رویای راه‌اندازی یک کسب‌وکار همواره تصور می‌کنند که: “اگر آن را بسازم، خواهند آمد” – به این معنا که اگر کسب‌وکاری را راه‌اندازی کنند، وب‌سایتی داشته باشند و چند بار هم تبلیغ کنند، مشتریان سر می‌رسند!!!

اما متأسفانه همیشه این مسئله پیدا کردن مشتریان بوسیله بانک موبایل مشاغل کشور بر عهده مدیر و مالک یک کسب کار است و راه دیگری برای آن شناخته‌نشده است. زمانی که کسب‌وکاری را راه‌اندازی کردید، همواره خودتان باید با تلاش و کوشش در پی کسب مشتریان لازم برای محصولات و خدمات خودتان هم باشید.

یکی از قدرتمندترین و درعین‌حال ناشناخته‌ترین روش‌های پیدا کردن مشتریان جدید ارجاع گرفتن مشتری هست.

ارجاعیات بیش از ۱۰ مدل مختلف دارد که در اینجا تعدادی از آن‌ها را که مهم‌تر و ساده‌تر هستند را خواهیم گفت
مرسوم‌ترین مدل گرفتن ارجاعیات، که همه آن را می‌دانند ولی تعداد کمی به‌درستی از آن استفاده می‌کنند.
درخواست از مشتریان بالفعل برای معرفی شما به مشتریان بالقوه است.

– ما به مشتریان می‌گوییم که ما را معرفی کنند ولی اغلب این کار را نمی‌کنند
– یا اینکه می‌گوییم اگر محصول ما خوب باشد و آن‌ها راضی باشند خودشان معرفی می‌کنند

نکته مهم در درست درخواست کردن از مشتری برای معرفی شما به دیگران این است که

۱-شما باید خودتان پیش‌قدم برای برقراری ارتباط با مشتری‌های معرفی‌شده بشوید
۲-از کسانی که به شما مشتری معرفی می‌کنند قدردانی کنید و یک شرایط ویژه برای خرید این افراد بگذارید مثل تخفیف ویژه و در اولویت گذاشتن محصولات پرفروش برای این افراد
۳-وقتی فروشتان انجام شد کسی که به شما مشتری معرفی کرده را در جریان فروش قرار دهید
داشتن مزیت رقابتی

برای داشتن مزیت رقابتی همیشه این سوال را از خودتان بپرسید

چرا مشتریان باید کلاً و شرکت شمارا به شرکت‌های دیگه ترجیح دهند؟
چرا مشتریان باید از شما خرید کنند؟

برای اینکه شما بتوانید جوابی درست برای این سوال ها پیدا کنید نیازمند داشتن یک مزیت رقابتی هستید
حالا چطور باید مزیت رقابتی ایجاد کنید؟

اگر کیفیت و قیمت مناسب را از این مزیت خارج کنیم (هر شرکتی موظف هست که محصولی که به بازار می‌دهد کیفیت خوب و قیمت مناسب داشته باشد) شما باید به این مسئله نگاه کنید که چه خدمات اضافه رایگانی را می‌توانید در اختیار مشتریان خود قرار دهید که ازنظر مالی هم به شما فشار نیاید.

مثلاً یک لوازم‌یدکی ماشین برای فروش بیشتر کالاهای خود به مشتریان خود با هر بار خرید
۱- بن تخفیف رستوران می‌دهد
۲- یا بلیت یک کارواش را به مشتریان خود هدیه می دهد
۳- یا کالا را به صورت رایگان به درب منزل ارسال می کند
شبکه‌های اجتماعی

زمانی که دنبال پیدا کردن مشتریان جدید هستید باید به این نکته توجه کنید
شما اول باید شناخته شوید بعد مشتری جدید پیدا کنید
شبکه‌های اجتماعی روشی بسیار موفق در شناخته شدن و برندیگ شما و کالایتان هستند شاید در ابتدای کار هیچ فروشی نداشته باشید ولی صبور باشید چون آینده خوبی در کسب‌وکارهای اینترنتی وجود دارد
تعداد مشتریان خود را در روز بدانید

شما باید بدانید که در روز
۱- چند مشتری به شما مراجعه می‌کند
۲- از این تعداد چند نفر خرید می‌کنند
۳- چه تعدادی از این مشتریان در روزهای بعد خرید می‌کنند
۴- تعداد کسانی که بیش از دو بار از شما خرید کرده‌اند چقدر هست

فروش به کسانی که به محصولات شما علاقه مند هستند کار راحتی است. آن‌ها تحقیقات اولیه را انجام داده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که شما یک راه‌حل بالقوه هستید٬ اکنون تنها کاری که باید انجام دهید این است که سوالات و مشکلات آنان را رفع کنید و مطمئن شوید که آن ها از بین رقبایتان شما را انتخاب کرده اند.
ممکن است مشتریان به محصولات شما علاقمند نباشند، اما من تضمین می کنم که آنها به خودشان علاقه دارند!‌ کافی ست به آنها نشان دهید که با خرید محصول شما چه اتفاقی برای آنها خواهد افتاد.

مثلا به شعار نایک توجه کنید: فقط انجامش بده یا برگرد کینک: راه خود رو برو
این شعارها هیچ ربطی به محصولی که می فروشند ندارند، آنها می گوید شما با داشتن محصول شان چه کارهایی می توانید انجام دهید.

جف هافمن این گونه می گوید: “هنگامی که من با بانک موبایل اصناف کشور تماس گرفتم تا خدمات شرکتم را به آن ها معرفی کنم من به آنها نگفتم: من جف از بوستون هستم و آموزش فروش و مشاوره در بوستون انجام می دهم. دوست دارم خدمات خودم را معرفی کنم. آیا وقت دارید؟ این مکالمه قطعا برای مشتری جالب نخواهد بود و او را برای برقراری ارتباط ترغیب نخواهد کرد به جای این شما می توانید مکالمه را اینگونه شروع کنید: شما اولین نفری هستید که من باهاش صحبت می کنم و به محض اینکه من رو استخدام کنید من به تیم فروشتان یاد خواهم داد که چطور مثل من بفروشند! حالا من بدون اینکه خودم را معرفی کرده باشم و یا از خدماتم حرفی زده باشم توجه آن ها را جلب کرده ام و آن ها را برای ادامه ی همکاری کنجکاو کرده ام.”

این چهار نکته که برایتان آورده ایم راه های آسان و سریع هستند که به وسیله آن ها اعتماد به نفس تان را بالا برده و کسب قدرت اختیار کنید.

۱.به اندازه کافی ارتباط چشمی برقرار کنید

گفته می شود که چشم پنجره روح انسان است که بی دلیل هم نیست. ارتباط چشم تو چشم باعث ایجاد نوعی ارتباط ناخودآگاه می شود. طی تحقیقی که در دانشگاه کورنل انجام شد چشم های خرگوش تریکس را بر روی جعبه های اسباب بازی تغییر دادند و سپس از افراد بالغ خواستند که یکی از آن ها را انتخاب کنند. شرکت کننده ها معمولا بسته ای را انتخاب کردند که خرگوش مستقیما به آن ها نگاه می کرد.

چقدر ارتباط چشمی کافی است؟ طبق گفته های متخصص زبان بدنی کارول کینسی گورمن، برای ۳۰ تا ۶۰% از تبدیل به فروش تان باید تماس چشمی برقرار کنید.
تکنیک فرش

۲.حین تماس لبخند بزنید

همیشه امکان ملاقات حضوری با مشتری های احتمالی وجود ندارد. از این رو خوب است که به تن صدایمان حساس هستیم، حتی وقتی که مخاطبمان را نمی بینیم. حتی تحقیقی انجام شده است که ثابت می کند ما می توانیم تنها بر اساس صدا انواع مختلفی از لبخند را تشخیص دهیم.

با در نظر گرفتن این موضوع اگر موقع حرف زدن لبخند بزنید متعهد و کمک کننده تر به نظر خواهید رسید و مشتری های احتمالی از صحبت کردن با شما خوشنود تر خواهند بود.

حقیقتی جالب: شرکت سوییسی نستله در باجه هر یک از فروشنده ها یک آینه قرار می دهد تا آن ها حواسشان باشد که موقع تماس لبخند بزنند.

لبخند زدن حتی در وضعیت ذهنی خودتان نیز تاثیر می گذارد. تحقیقات نشان داده است که حتی لبخند زدن اجباری و مصنوعی هم باعث کاهش استرس و خوشحال شدن می شود. پس لبخند بزنید! برایتان خوب است و همچنین باعث می شود که مردم به پر انرژی بودن و حالت خوبتان واکنش مثبت بدهند و باعث متقاعد شدن مشتری به خرید می شود.

۳.از “حالت های قدرت” برای افزایش اعتماد به نفس تان استفاده کنید

“آن قدر وانمود کنید تا واقعی شود” نصیحتی که اغلب انگلیسی زبان ها از آن استفاده می کنند ولی آیا واقعا وانمود کردن باعث این می شود که بهتر به اهداف مان برسیم؟

طبق سخنرانی تد تاک روانشناس مطرح ایمی کادی، “زبان بدنی ما کسی که واقعا هستیم را شکل می دهد” واقعا این چنین است. کادی تحقیقی انجام داد که طی آن از شرکت کننده ها درخواست شد که به مدت دو دقیقه در حالت های گوناگونی که به قدرت بالا و قدرت پایین مربوط می شدند بایستند.

نمونه های گرفته شده از بزاق دهان شرکت کننده های قدرت بالا نشان داد که هورمون تستسترون بدن که هورمونی مربوط به اعتماد به نفس است به میزان ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است و هورمون کورتیزول که به استرس مربوط است نیز ۲۵ درصد کاهش داشته است. گروهی که در حالت قدرت پایین قرار داشت ۱۰ درصد کاهش تستسترون و ۱۵ درصد افزایش کورتیزول از خود نشان دادند.

وقتی اعتماد به نفس دارید باعث می شوید بقیه هم اعتماد به نفس پیدا کنند. مشتری های احتمالی شما دوست ندارند با فروشنده ای مردد صحبت کنند، آن ها به دنبال راهنمایی مقتدر هستند که بتواند آن ها را طی فرآیند گیج کننده فروش راهنمایی کند.

از این رو دفعه بعدی که می خواهد اعتماد جلب کنید از یک حالت خاص استفاده کنید. حالت های قدرت بالا شامل ایستادن صاف با قرار دادن دستتان بر روی کمرتان، به صندلی پشت دادن با قرار دادن پا بر روی میز و یا نشستن با باز کردن دست ها و پاهایتان می شود. حالت های قدرت پایین شامل قوز کرده نشستن و یا جمع شدن بر روی صندلی می شود.

دنیای کار و تجارت همیشه در حال تغییر و رشد و به دنبال راه‌های جدیدی برای ارتقای کیفیت خود، بالا بردن کارایی و دست یافتن به سود بیشتر است. بیزنس‌های مختلف برای موفقیت در این زمینه همیشه به دنبال راه‌هایی برای نظم دادن به اطلاعات اصناف و مشاغل ایران و ارتباط با مشتریان احتمالی و شراکت با بیزنس‌های دیگر است. سیستم‌های IT یا فناوری اطلاعات به بیزنس‌ها برای این منظور کمک می‌کند و در شرکت‌های بزرگتر IT آنقدر اهمیت دارد که بخشی جدا و متعلق به خود دارد.

IT چیست؟

IT مخفف فناوری اطلاعات است و سیستم‌های IT به کامپیوترها و نرم‌افزارهایی گفته می‌شود که بیزنس از آن برای رسیدن به اهداف خود و تکمیل استراتژی‌هایش استفاده می‌کند. سخت‌افزارهایی مثل دسکتاپ، لپ‌تاپ، تلفن‌همراه و اسکنرها بخش‌های مهم از IT هستند اما ارزشمندتر از اینها خود نرم افزارها هستند. بعضی بیزنس‌ها برنامه‌های IT خودشان را می‌سازند و بعضی‌ هم نرم افزارهایی که توسط دیگران ساخته شده است را خریداری می‌کنند. بیزنس‌های کوچک هم از برنامه‌های رایگان استفاده می‌کنند.

ارتباط

یکی از مهمترین کارهای سیستم IT تسهیل ارتباطات است. وقتی یک سیستم IT راه‌اندازی می‌شود، برای ارتباط بین کارمندان، مشتریان و سایر بیزنس‌ها از آن استفاده می‌شود. ایمیل، شبکه‌های اجتماعی و کنفرانس تلفنی همه بخشی از یک سیستم IT موثر است. یک سیستم خوب ارتباط را آسان کرده و موانع فاصله‌ای را از میان برمی‌دارد.

بازاریابی

بازاریابان تبلیغات و برند می‌سازند اما برای کار کردن نیاز به اطلاعات دارند. سیستم‌های IT این اطلاعات را فراهم می‌آورند. بازاریابان از سیستم‌های IT برای جمع‌آوری اطلاعات مربوط به چیزهایی که مشتریان می‌خرند، دلیل خرید آنها و کارهایی که برای تشویق آنها برای خرید بیشتر یا بالا بردن وفاداری مشتری می‌توان انجام داد، استفاده می‌کنند. این برنامه‌های تحلیلی می‌توانند پیچیده باشند و از طریق برنامه‌های IT ساخته می‌شوند. طراحی‌های گرافیکی و کمپین‌های تبلیغاتی نیز از طریق سیستم‌های IT ساخته می‌شوند.
سازمان‌هایی که بصورت کامل IT را در بخش بازاریابی خود به کار بستند قادر به رقابت اثر بخش‌تری بوده‌اند. در سال ۱۹۸۸ مک فارلن براساس مطالعات خود در هاروارد بیزینس پیش‌بینی نمود که در پنج سال آتی دو دسته شرکت وجود خواهند داشت. آنهایی که از کامپیوتر بعنوان یک ابزار بازاریابی استفاده می‌کنند و آنهایی که دچار ورشکستگی می‌شوند. به هیچ دلیل سرمایه‌گذاری‌های عمده‌ای در زمینه IT به منظور دستیابی به اهداف بازاریابی انجام گرفته است. شاو (۱۹۹۴) معتقد است که هزینه‌ای که کشور انگلیس بر روی IT به منظور پشتیبانی از فروش و بازاریابی انجام داده است. در حدود ۵/۱ میلیارد دلار بوده که در حدود ۱۵ درصد از کل هزینه صورت گرفته در بخش IT سازمان‌ها بوده است. این یکی از سریع‌ترین رشدها در زمینه سرمایه‌گذاری IT در میان سایر کشورها بوده است. تغییرات فزاینده و سریع در محیط‌های بازاریابی به همراه رشد اطلاعات مربوطه به بازاریابی سازمان‌ها سبب توجه بیشتر به IT شده است. مشتریانی بدنبال محصولات و خدمات با کیفیت بالاتر می‌باشند و فشار به سازمان‌ها برای بهبود خدمت به مشتریان بیشتر شده است. فلچر (۱۹۹۵) مزایای IT در برجسته ساختن بهره‌وری شخصی را مشخص کرده است.

IT بعنوان منبعی جهت نوآوری در خدمت و محصول نیز در نظر گرفته می‌شود و همچنین به خاطر توانایی بالاتر در اداره حجم‌های بیشتری از داده‌ها با سرعت‌های بالاتر سبب بهبود کارآیی وظایف بازاریابی و فرآیند تصمیم‌گیری شده‌اند.

IT و ماهیت بازاریابی

IT بعنوان یک عامل بیرونی ر روی فرایندهای درونی سازمانی تأثیر می‌گذارد، فرآیندهای بازاریابی در موضوع IT می‌توان به موارد زیر معرفی کرد:

۱٫ تغییرات مربوط به سیستم بازاریابی بعنوان مثال توسعه محصولات جدید

۲٫ تغییرات در روش اداره اطلاعات که بصورت بالقوه منجر به کارآیی فزایده در وظایف مدیریت بازاریابی می‌گردد. مارتل (۱۹۸۸) سه حوزه‌ای را که IT سبب تغییر در آن می‌شود مشخص نموده است. اثرات قابل مشاهده (تغییرات در وضعیت متغیرهای آمیخته بازاریابی بکار گرفته شده) اثرات غیر قابل مشاهده تغییرات در اندازه و ساختار بخش بازاریابی. اثرات اطلاعاتی (توانایی در اداره کردن حجم بالا و پیچیده‌ تر اطلاعات بازاریابی.

۱٫ تغییرات در وضعیت متغیرهای آمیخته بازاریابی: بیکر (۱۹۹۴) چهار حوزه‌ای را که IT می‌تواند در فعالیت‌های مربوط به بازاریابی تأثیر بگذارد، مشخص کرده است.

۱٫ IT برای بالا بردن سطح کارایی عملیاتی: کاربرد IT برای فعالیت‌های بازاریابی در سازمان در برخی از فعالیت‌ها دیده می‌شود. همانند نگهداری از رکوردها مشتریان بودجه‌بندی آماده کردن گزارشات و تحلیل‌های آماری مربوط به فروش

۲٫ IT روش‌های تغییر یافته، کاربرد IT برای انجام داده وظایف خاص در بخش بازاریابی که قبلاً امکان‌پذیر نبود و استفاده از پایگاه‌های داده و مطالعات مربوط به بخش‌بندی و موقعیت‌یابی محصول انجام پیش‌بینی‌های پیچیده و ساختن مدل ارتباطات سریع تر و بهتر با نیروی فروش.

۳٫ IT برای تقویت خدمت به مشتری: استفاده از IT سبب شکل‌گیری ارتباطات بهتر و سریعتر با مشتریان می‌گردد. استفاده از داده‌های مشتریان برای رسیدن به نتایج خاص یا تغییر دادن نیازها و اولویت‌های بازار

۴٫ IT نوآوری در بازاریابی: شامل استفاده از پایگاه داده‌های آن لاین خدمات پستی مستقیم و همینطور خدمات بانکداری الکترونیکی می‌باشد.

براساس تحقیقات انجام شده استفاده از IT در بازاریابی به فعالیت‌های روتین و تاکتیکی متمرکز شده است. فعالیت‌هایی همانند سیستم‌های مدیریت پایگاه اطلاعات که تسهیلاتی را جهت ردیابی فروش و سفارش ایجاد می‌کنند همچنین باید گفت که استفاده از IT در بازاریابی به فعالیت‌های روتین و تاکتیکی متمرکز شده است. فعالیت‌های همانند سیستم‌های مدیریت پایگاه اطلاعات که تسهیلاتی را جهت ردیابی فروش و سفارش ایجاد می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت که استفاده از IT در بازاریابی یک پدیده نسبتاً جدید می‌باشد ، بر مبنای یک تحقیق صورت گرفته در بین ۶۵ سازمان در شمال شرق انگلیس مشخص شد، که استفاده از IT برای بازاریابی بسیار مقدماتی و وصله‌دار می‌باشد آنها همچنین استنباط کردند که استفاده از IT در بازاریابی در مرحله طفولیت قرار گرفته است. کنج و اواتر (۱۹۹۱) گزارش کردند که انطباق IT با بازاریابی در سازمان‌ها بستگی به اندازه و فرهنگ غالب آنها دارد.

۲٫ توانایی در ماهیت و استفاده از اطلاعات بازاریابی

توانایی IT برای اداره حجم بالایی از داده‌ها در سرعت‌های بالا دیده می‌شود. ضمن اینکه ارتباط مناسبی بین کمیت فزاینده اطلاعات و بهبود فرآیند تصمیم‌گیری دیده می‌شود. مدارک کمی وجود دارد که نشان دهد اطلاعات زیادی عدم اطمینان موجود در تصمیم‌گیری‌های کسب و کار را کاهش می‌دهد برعکس ممکن است که اطلاعاتی وجود داشته باشد که عدم اطمینان را افزایش دهد در پاسخ به این سؤال که آیا استقرار IT در حوزه بازاریابی سبب ایجاد تغییرات در ماهیت و حوزه فعالیت‌های بازاریابی می‌شود باید گفت در سه حوزه دیده می‌شود. تغییرات فعالیت، تغییرات اطلاعات و تغییرات سازمان با توجه به تغییرات اطلاعات تنوعی از مشاهدات و انتخاب‌ها دیده می‌شود که مربوط به استفاده از اطلاعات بازاریابی ثبت شده می‌باشند سیستم‌های IT از یک زبان مشخص که به وسیله معماران سیستم تعریف شده است، استفاده می‌کنند. به همین دلیل سبب ایجاد روابط قوی در درون سازمان می‌گردند. همچنین IT می‌تواند یک طیف وسیعی از مفاهیم مربوط به محصول را ایجاد نمایند و می‌تواند سناریوهای متنوع و زیادی را برای ارزیابی برنامه‌ریزی بازاریابی تولید نمایند.

۳٫ تغییرات در ساختار و اندازه بخش بازاریابی

حوزه سوم تغییرات مربوط به IT تغییرات مربوط به ساختار سازمانی می‌باشد. بعنوان مثال پهن شدن سازمان‌ها در جستجوی ساختارهایی هستند که امکان پاسخ‌های سریع و انعطاف‌پذیر نیست به تغییرات دائمی در بازارها را فراهم سازد. با استفاده از IT اطلاعات مشتری می‌تواند برای تمام آنانکه در تعامل با مشتریان هستند در دسترس باشد. مارتل (۱۹۸۸) بیان می‌کند که توزیع اطلاعات اثربخشی از طریق سازمان وابستگی به دپارتمان بازاریابی را کاهش می‌دهد. سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که چگونه بازاریابی می‌تواند موقعیت مرکزی خود در شبکه سازمانی را حفظ کند. در تحقیقات به عمل آمده ۳۶ درصد از پاسخ دهنده‌ها معتقد به کاهش پرسنل بخش بازاریابی در نتیجه استفاده از IT می‌باشند و ۵۹ درصد معتقدند که استفاده از IT تقاضا برای بازاریابی را در سازمان‌ها افزایش می‌دهند.

اطلاعات بازاریابی یک موضوع استراتژیک برای بسیاری از سازمان‌ها می‌باشد. تنظیم و استقرار استراتژی بازاریابی در دو بعد توسعه یافته است نشانی‌پذیری (توانایی در پیشنهادات انفرادی) و پاسخ‌دهی (درجه ارتباطات دو طرفه بین مشتریان و شرکتها) این توسعه‌ها و همراه با نقش فزاینده IT در طراحی و استقرار استراتژی‌های بازاریابی بر روی افزایش فزاینده اطلاعات در درون شرکت اثر داشته‌اند. این امر سبب از بین رفتن مرزها در بین خریداران و فروشنده‌ها شده است. و در درون سازمان مرز بین دپارتمان‌ها و بخش‌های مختلف و در بیرون با شرکای تجاری.

همان طور که این مرزها تغییر می‌کند. مباحث مربوطه به دسترسی به اطلاعات مشارکت در اطلاعات و ایجاد موقعیت‌هایی برای استفاده از اطلاعات افزایش یافته است. نقش IT در درون سازمان‌ها از تمرکز صرف بر روی بهبود کارایی فرایندها تغییر کرده است و نقش آن بعنوان تولید کننده و توزیع کننده اطلاعات در درون شرکت کلیدی شده است. اضافه نمودن ارزش به مشتریان و عرضه‌کنندگان بخشی از معیار ارزش اطلاعات شده است. در نتیجه یک رویکرد ساختار یافته برای استفاده از اطلاعات مشتری به منظور ایجاد یک رابطه اثربخش با مشتریان ضروری به نظر می‌رسد.

در بعد IT و ارزش‌گذاری بر روی آن به دو مقوله می‌توان اشاره کرد.

الف) IT و ارزش درونی روابط

ب) IT و ارزش بیرونی روابط